درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


امروز يه روز خوب براي من بود كه مي تونه بهانه اي براي افتتاح اين جا باشه .يه روز پر استرس از همون اول صبح .


گزارش كامل دات كام شدن در متن بعد

5 ارديبهشت

نظرات (10) | لینک مطلب | | نویسنده : amin | ساعت 1:44 قֽظֽ

نظرات (10)


bah bah.mobaraka bashe.ta bashe az iyn dat kam kardan ha onam to ye roze por esteres.omidvaram chand barar esteres haye rozane shad bashy va sare hal.va .iynam farsi neveshtanesh dorost tar she:P..


salam, omidvaram ke shoro va payane khob o khshi dashte bashi.



سلام ... تبریک می گم ! انشا الله به سلامتی ... علی یارتون باشه ... موفق باشی ... یا حق


سلام ... اقا اين قالب نظر خواهي هم به زودي رله ميشه


عجب ..... پارتی بازیه دیگه ؟ من الان شونصد ساله سایت گرفتم صد هزار بار هم گفتم بهشون که نمیتونم ام تی نصب کنم !!!!! هیشکی منو دوست نداره :( الهی ذلیل شی عماد .... !


سلام. خیلی مبارکه.. ولی همونطور که خودت گفتی چون 7 ماهه است ناقصه باید توی دستگاه بذاریش.. راستی یه دستی هم به صفحه نظراتت بکش.. خوشگل بکن. اوضاعش یه خورده بیریخته.. همین.. بازم مبارکه..


یه مارمولک

خدا رو شکر تو یه روز خوشحال بودی


ب به نام خدا وآنکه همیشه دوستش دارم

خوب خیلی دوست دارم همه حرفامو برای همه بنویسم ویا برایهمه بلند بگم

اما چه فایده که فقط شماها می فهمید درد دل من چیه شاید شما ها هم نفهمید

چون فقط کسی حال منو میفهمه که عین من باشه وخدا کنه شما هیچ کدوم

شما عین من نباشه چون میدونم بدترین برای جوانها عاشقی تازه اونم سن

من که 18 سال بیشتر ندارم واز 14 سالگی عاشق یک نفر بودم وهیچ وقط

نتونستم حرف دلمو بزنم همیشه یک روز مونده بیاد خونمون باخودم به این

میرسم که همه حرفامو بهش بزنم ولی تا میبینمش که چقدر زیبا است وغرق

صحب با او میشوم دیگه انگار تمام دنیا رو به من داده باشند و یادم میره بهش

بگم که دوستت دارم و وقتی میره دوباره تنها میشم وزندگی روسرم خراب میشه

دیگه از زندگی خسته میشم و دوست دارم خودمو بکوشم که بازم پشیمون میشم

ولی خیلی دوست دارم بدونم اون منو دوست داره یانه؟


میان این همه گل گشتمو عاشق نشدم

تو که بودی که دیدمو دیوانه شدم


ب به نام خدا وآنکه همیشه دوستش دارم

خوب خیلی دوست دارم همه حرفامو برای همه بنویسم ویا برایهمه بلند بگم

اما چه فایده که فقط شماها می فهمید درد دل من چیه شاید شما ها هم نفهمید

چون فقط کسی حال منو میفهمه که عین من باشه وخدا کنه شما هیچ کدوم

شما عین من نباشه چون میدونم بدترین برای جوانها عاشقی تازه اونم سن
ashg_iman_sh@yahoo.com
من که 18 سال بیشتر ندارم واز 14 سالگی عاشق یک نفر بودم وهیچ وقط

نتونستم حرف دلمو بزنم همیشه یک روز مونده بیاد خونمون باخودم به این

میرسم که همه حرفامو بهش بزنم ولی تا میبینمش که چقدر زیبا است وغرق

صحب با او میشوم دیگه انگار تمام دنیا رو به من داده باشند و یادم میره بهش

بگم که دوستت دارم و وقتی میره دوباره تنها میشم وزندگی روسرم خراب میشه

دیگه از زندگی خسته میشم و دوست دارم خودمو بکوشم که بازم پشیمون میشم

ولی خیلی دوست دارم بدونم اون منو دوست داره یانه؟


میان این همه گل گشتمو عاشق نشدم

تو که بودی که دیدمو دیوانه شدم