درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


17 مرداد 1384

الان يه چهار روزي هست كه اومدم مرخصي با همون مياندوره .همين مدت 32 روز با اينكه اون چيزي كه از سربازي مي گفتند ،نبود يعني زياد اذيت نمي كردند و به جز هفته اول كه اونم به خاطر ناآشنايي با محيط مشكل بود بقيه اش برام عادي شده بود و تكراري وار مي گذشت،ولي همينم باعث از ياد بردن پسورد هاي ياهو و وبلاگم شد و از ياد بردن خيلي چيز ها .
آي دي رو كه مي شد درست كرد و همون موقع amin_gash@yahoo.com رو ساختم ،حداقل تا زماني كه پسورد اون رو پيدا كنم ،ولي وب رو نمي تونستم كاري كنم كه اونم با كمك عماد حل شد .
كرمانشاه اون چيزي كه فكر مي كردم نبود ،خيلي تعريفش مي كردند ،آب و هواش ،مردمش و خيلي چيز هاي ديگه ولي همين مدت باعث شد كه ديگه هيچ وقت كرمانشاه نرم . در كل توي پادگان راحتيم ( راحتي از نظر من توي اون شرايط) مشكل زيادي هم نداريم به جز گرماي هوا و توي يه محوطه بزرگ به دور از تلويزيون ،روزنامه و اخبار بيرون،حداقل آزادي و همچنين نداشتن يه آب سردكن درست ! و ....زنداني بودن !
ديگه اين مدت به خوردن آب معمولي و گرم عادت كرديم و همچنين به خوردن غذاهايي كه هر لحظه ممكن بود توي ته سيگار و يا چسب زخم و اين نوع افزودني هاي مجاز !!
به جز ما بوشهري ها كه 40 نفر هستيم ،بقيه يا شمالي هستند يا شيرازي! و از اين تعداد هم مقداري نخاله باهاشون اعزام شده ! نخاله هايي كه به همه چيز مي خودند به جز تحصيل كرده ! بايد اونجا بود و به خودت افتخار كني ! وقتي كه نگهبان هستي شاهد خودارضايي به ليسانسه پتروشيمي باشي !! يا حموم نكردن 1 ماه يه ليسانسه كامپيوتر! و يا چند تا دست مال به دست (سانسور) كه براي خودشيريني دست به هر كاري مثه فروختن بچه ها مي كنند !بگذريم
اونجا به غير از بوشهري ها كه باهاشون راحتم و با هم هستيم با 4 شمالي هم خوب صميمي شدم ! 2 تا رشتي و 2 تا آستارايي...خلاصه اگه يه وقت خواستم برم شمال يه دوست بايد داشته باشم ديگه !!!! حالا مي آن مي خونن شر مي شه D:
هر هفته اگه مشكلي پيش نياد مرخصي 5 ساعته شهري مي دن كه توي اين 5 ساعت مي توني عقده هاي يه هفته رو خالي كني ...مي توني تا دلت بخواد بستني بخوري ،مي توني دو تا روزنامه بخوني و خيلي چيز هاي ديگه كه توي شرايط معمولي برامون عاديه عاديه . از همه اين ها بگذريم فقط كبابش خوبه ! اطراف طاقبستان شده مثه دربند تقريبا ..بشيني توي يه رستوران و آره ديگه D:

خلاصه فعلا نمي شه بيشتر چيزي گفت و بد يا خوب عادت كرديم ، بايد 20 روز ديگه حداقل اونو تحمل كنيم تا راحت شيم !

بعد از اين همه مدت به روز كردم و همش شد گلايه ! اگه شد قبل از جمعه كه مي رم چند بار ديگه به روز مي كنم براي فروكش كردن عقده بي وبي توي اونجا

نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 3:33 بֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/24

 


نظرات (10)


سلام آشخور ‍! شبيه سبزي آش شده بودي !! ايشالله اين 20 روز هم مثل برق ميگذره ...


سلام ... خوش بگذره مرخصی آزادیهء نصفه کاره مبارک


سلام حاجی.سربازی سخته دیگه باید تحملش کرد.ولی دیدم یه کم لاغر و سیاه شدی.اشکال نداره به زودی تموم میشه


فقط دارم خدا رو شکر میکنم که پسر نیستم. حالم به هم خورد. شرمنده ها...


سلام بر خدمت سرباز وظیفه ...آره لاغر که شده بودی ...عیبی نداره بازم دوباره بر می گردی شیرینی خوری ها شروع میشه از وقتی رفتی دیگه کسی شیرینی پیرینی نمی خره ...خوب سرباز جان مفوخ باشی


آخی .... انگار خیلی سخت
گذشته ها ! نه ؟ .... سخته ...... بد دورانیه لامصب . میگذره ایشالا


سلام امین! . چووری یا نه ! چوورن؟! ما خو سربازی معاف شدیم . رنجش رو ندیدیم. یه کم سختی بکش تا شاید ... ! خوش بگذره!


سلام. می بینم که بالاخره طبل بزرگ زیر پای چپت اومد. آقا خوشیش آموزشیشه. بعدش تازه می فهمی که الافی.زیاد از خدمت و پادگان تو وبلاگت ننویس. می خوای تو آموزشی خیلی حال کنی جلو جایگاه که رسیدی دو تا دست اشتباه بزن. همه ریپ می زنن. اون وقت تنبیهاتش خیلی صفا داره. خوش باشی


اقلا سوژه خوبيه براي وبلاگ نويسي ..::)


khosh bashi daami ke in .....
are ghorbonesh..khosh baaash