ترک بک
برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/240
نظرات (24)
اولش که اول ....کار يه نفر ديگه انجام ميده اين ميگه خسته شدم
خيلی رو داری
جدا بايد يه فکری به حالت کرد.بايد سی بوات بگيم...هر چند خودش ميخونه..
خسته خسته خسته...و کی بياراميم زير سايه پورنور ماه و کسی دروغ نگويد که دلش بی تاب است و کی نرنجيم از بوسه تبر بر تن درختها؟
سلام مگه نگفتم اونا رو پاکش کن بچه جان .....ميگما ....هیچی (خنده از نوع دندون))
بعدشم تو اگر يه نفر ديدی که خسته نباشه بهم بگو ....اما می دونی چيه يه خانومی رو می شناختم که سرطان داشت خودشم می دونست می ميره ....وقتی ديدمش باورم نمی شد مريضه از بس شاد بود و شيطون بود و سر و صدا می کرد همه چيز ُباور می کردم الا اينکه اين زن سرطان داره....خودش می گفت من می دونم ميميرم پس تا وقتی که زنده هستم زندگی می کنم با تمام خستگی هاش هيچوقت نگفت خسته هستم شايد يه روز در موردش نوشتم....می دونم شايد بگی اينا چيه اينجا نوشتم ...ولی بعضی وقتها خستگی ما از نا خستگی هستش....سخت نگير از من ياد بگير چه بی خيالی دارم طی ميکنم (از اون دماغا )
مخفی نویسی جالبی بود ولی من تو رو دوست ندارم ميگي نه ؟؟؟؟
منم همه اين حسای مزخرفو دارم.با اين تفاوت که من هيچ وقت خونه تکونی رو دوست نداشتم
لو رفتی به خدا من بی تقصير تغثير طغصير طقسير تقثير...خسته شدم کومش درسته ....ولی داشتم خفه می شدم دوست داشتم لوت بدم ....خودمونيم کيف کردی چه آی کيويی هستم ...موندم تو ايران دارم حروم ميشم
نامردی نکن ديگه ! خونه تکونی دوست نداری چون تنبلی !
سلام... خسته نباشی حاجی.دستت درد نگرفت؟موندم شما چرا نويسنده يا منتقد نشدين
سلاممممممممم.به به فکر کنم اينم در نوع خودش يه رکورد باشه وقتی همه ی کامنت ها از متن اصلی طولانی تره.بعدشم اميدوارم خستگيت از اون نوع خستگيهای خوب باشه.از اونا که لذت بخش ترين خواب دنيا رو برات مياره.در ضمن بهت تبريک ميگم صعود تيمت رو منم خيلی خوشحال شدم اميدوارم تو نيمه نهايی بازم به هم بيوفتيم و اين بار ببيريمتون.
من با حرف ساناز ۱۰۰٪ موافقم...راستی شايد هم از شيرينی دادن خسته شدی؟هان؟!! خسته شدی بگوها...نوع شيرينی رو عوض کن مثلا به جای خامه ای عسلی بده يا مثلا بستنی بده يا اصلا ناهار بده.... خوبه ها...
من كه كامل خونديدمش .توصيه ميكنم بكار بگيري اونها روP :
از طرف هیات موسس خانه
وبلاگ نویس عزیز:اولین جلسه مجمع عمومی خانه جوانان نویسنده وبلاگ جنوب،در تاریخ جمعه 21 اسفند 1383 ،راس ساعت 17 ،در سالن اجتماعات اداره کل ارشاد اسلامی(میدان قدس)برگزار می گردد.مقدمتان را به نخستین جلسه مجمع عمومی گرامی میداریم.
مرسی آپديتتتتتتتتتت.......حال ميکنم که اصلآ واسه آپديت به خودت فشار نمياری...
از چی خسته شدين /-:
اين پستت مال همون روزيه که من دلم گرفته بود و جنابعالی ۳ ساعت واسه من روضه خونديد؟؟؟؟اون وقت اوضاع خودتون بدتر از من بوده واسه من سخنرانی فرموديد...ايول!!
مرسی متن نامريی....بابا خسته ....بابا مسافرت تنها...بابا گير...بابا خونه تکونی....بابا متنفر...تو همه اينهارو ميتونی باهم داشته باشی....درباره اتاق هم بايد بگم...اومدم جاتو تنگ کردم...ميدونم...فقط چند ماه ديگه مونده...بعد مزاحمت ۳ سالم تموم ميشه داش امين...خوبی بدی از ما ديدی حلالمون کن....
درود بر شما ... قبل از هر چيز بخاطر اينکه لطف کرديد و بدون غرض نام بنده را "عدل البدل " عنوان کرديد ممنونم. بله دوست من همچنان بر حرف خود ايستاده ام و پس از تعطيلات نوروز جهت هماهنگی با سازمان ايرانگردی شيراز و ديگر اُرگان ها مربوطه ( ارشاد ؛ شهرداری ؛ مديريت اماکن تاريخی و گردشگري و ... که نياز توضيح بيشتر به شما نمی باشد ) وارد مذاکره شده و برای ترم تعطيل ( تابستانه) شما و ديگر دوستان که مشغول به تحصيل می باشند جهت دعوت و ثبت نام اقدام خواهم کرد. يک بار ديگر بخاطر لطفی که به بنده با نظر دهی در قسمت وبلاگ آقای زيارتی کرديد سپاسگذارم. حرکت سمبلیک و پیش پا افتاده شما در این یادداشت هم جالب بود. پايدار باشيد و بدرود.
سلام امين.خدايی زير ذره بين بودن سخته.ادم اگه بدونه نوشته هاش قرار انعکاس خارجی داشته باشه و ديگران به اونها عکس العمل نشون بدن ديگه نه مغز کار ميکنه واسه نوشتن نه دست راه ميده واسه تایپ.البته تو تمام شلوغی ها و زير نظر بودن ها هم خوبی هايی هست که ادم وقتی تنها می مونه درکش مي كنه.اميدوارم با حفظ حريم وجودي خودت بتوني از در كنار ديگران بودن لذت ببري.
کلی لذت بردم و استفاده اينم خودش راهيه
عيد مبارك مي گم تو خونه تكوني متناتو هم پاك كردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حس غريبيه..........به من هم سر بزن
نگاهت کنند ! چرا برای خودم بيشتر از اين شر بسازم !