درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


16 اسفند 1383

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تنها دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال ها هست که در گوش من آرام،آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا،
خانه ما سیب نداشت

نظرات (13) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:30 بֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/241

 


نظرات (13)


اووووووووووووووووووول. آخي كاشكي خونه ي ما هم سيب داشت تا از خونه ي همسايه نميچيدي و اينجوري نمي شدP:


براي دومين بار اول شدم بستني يادت نره.


آخه هر چي باشه ما آشنا بيديم دعواتون نميكرديم


شعر های سهراب هم خیلی به آدم شور میده ها......


می بینم پیش من نمیایی؟!! حاج آقا این آدرس من نزدیک به ۳ ماه است که به www.21mehr.com تبدیل شده/ ...... پس نمیدیدی که من آپدیت هستم تا بیایی سری بزنی........اگر زحمت نیست قبلی را که من پس داده ام، به این تبدیل کن(چشمک).......فدای تو....


آخ آخ از شعرای دهه هفتادی منه !! پشت همه کتابای دبيرستانيم هست يادش بخير چقدر نوستالژی داشت


منم نمی دونم چرا باغچه ما هم سيب نداشت ..دستت درد نکنه خيلی فکر کردی که نوشتی نه الهی من برای افکارت پر پر بزنم...دی موجودات عجيب غريب به وبلاگم حمله کردن)


يادمه هنوز اين شعره تو کتابمون بود...يادش بخير چه لحظات شيرينی بود....ای جونی کجايی که يادت به خير....


سلام امين.اخی من هميشه کيف ميکنم از خوندن اين شعر.راستش در مورد باغچه ای که سيب نداره بگم مزه ی سيب به اونه که تو خونه ی همسايه باشه و واسه چيدنش چند تا کتک ادم نوش جان کنه.مزه ی سيب به سختی هايی که برا چيدنش ميکشيم.


تو رو خدا نيگاه...سيب دزدی دادی دست دختره؟؟؟


ساله پيشم اين شعرو نوشته بوديا بلا....يه آپديته عجيب دارم٬امروز فرداس بيان منم تو مسکو بگيرن....



وای من عاشق ای شعرم.