درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


7 دی 1383

بنده الان تهران بيدم! جمعه عقد تنها دوست واقعيم بيد که انشاالله خوشبخت بشن ولی داماد سرما خورده بيد و داستان منم فکر کنم  بعد از روبوسی های متوالی با داماد شروع می شه .
ديروز يه سری به درمانگاه محل زدم .اسمم رو سوال می کنه وقتی که برگه رو می گيرم ! نوشته امين گچ روی !! هيچی نمی گم،۱۰۰۰ تومن می دم و اون ۳۰۰ تومن نداره پس بده ! می گم باشه بعد می آم می گيرم ! می رم دارو ها رو می گيرم و باز برای تزريق می رم پيشش اين سری زحمت می کشه و اسمم رو امير يش مريمی می نويسه ! می رم تزريقات می گه يه سرنگ کم داری و برو از همون خانمه بگير ! بهش ميگم اين سری حتما می کشتم !! قضييه رو براش تعريف می کنم و کلی می خنده ! اين سری باز اسمم رو امين نوشت،دستش درد نکنه ولی فاميل رو گج رودی!..دوباره نشون دکتره می دم و کلی مسخره بازی .
حالا می خواد تزريق کنه بعد از يه تست و ۱۵ دقيقه نشستن ،آقا شل کن ! نه سفت کن ! شل کن ،سفت کن !!‌گير کرديما! بعد بهم می گه درد داشت ؟ می گم نه ..ميگه شب حسابت می رسه !
شب يه لحظه از خواب می پريم و می آيم بشينيم که از درد می پکيم !! از طرفی يه خواب هم ديديم که ديگه هر کاری می کنيم خوابمون نمی بره ! ساعت حدود ۲ بيد گفتيم اين رفيقمون که خودم همين جمعه شاهد بودم که قاطی مرغ ها شد بيدار باشه ! يهsms زدم  ،خبری ازش نشد .خلاصه تا خوابمون برد ساعت ۴ بيد ! 
الان سه روزه تهرانم حتی تا همين تجريش هم که دو قدم راه نيست نتونستم برم .

نظرات (21) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:49 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/255

 


نظرات (21)


انشاالله هر چه زودتر خوب بشی....


سلام:کل امین قرار نبی تو بشی تهرون لخت بگردی که سرما بخوری ، قضیه فامیلتم دیگه عادی شده ما هم گرفتاریم بوا ، این رفیقتم که رفته قاطی مرغا کم کم باید فکری بحال خوت کنی که دیگه در دسترس نیس


سلام استاد.اميدوارم سريع خوب بشي.انشالله عروسی خودت!!!


در جواب ستاره می گم انشاءالله ...تون هم مريض وا بيدی....مو ۴ شنبه ميروم سی نوبت عمل ....دی بدبختی


سلام امين.عجب!!اين از اون اون حرفها بود.تو تهران باشی و وليعصر بدون تو!!!لابد از خاطر همون خوابه که ديدی.راستی اين ماجرای اسم تو منو ياد فاميلی خودمون انداخت تو خانواده ما پسوند هيچ کدوممون شبيه هم نيست:۹


انشاءالله زود خوب شين حالا اگه عروسی خودت بود که بد دوماد کی می گفت سرما کيلو چند بود اق مهندس


سلام..خوبی.. ايشالا که هرچه زودتر حالت بهتر شه.. بعدش عقد دوستت هم مبارک باشه ايشالا که عروسيش...


سلام حاجي انشاال.... روزي خودت باشه .خوشم مياد بابا و بچه با هم اپديت ميكننا:دي.فاميل هم نبايد اينقدر سخت باشه كه از بوشهر يه كم بري بالاتر كسي نتونه بنويستش :پي.خوبه رفتي تيرون يه چيزي واسه نوشتن پيدا كردي


یک هموطن

هموطن عزيز...همزمان با صدمين سالگرد تاسيس فدراسيون جهاني وزنه برداري،وزنه بردار سال 2004 و قرن اخير نيز انتخاب خواهد شد.بي شک شما نيز به مانند تمام ديگر ايرانيان مايل هستيد که حسين رضازاده،پهلوان نامي و دوست داشتني کشورمان به اين افتخار مهم دست يابد.پس براي انجام اين کار،اين مراحل را طي نماييد:ابتدا فايل http://www.iwf.net/news/Voting%20Cards%20for%20Best%20Lifters.doc را دانلود کنيد و سپس با برنامه Word آن را اجرا کنيد و فرمهاي مربوطه را پر نماييد.فرم تکميل شده را ذخيره و سپس از طريق ايميل شخصي خودتان به ايميل aniko.nemeth.mora@iwfnet.net ارسال نماييد.بياييد به مانند جريان خليج هميشه فارس عمل کنيم و به جهانيان نشان دهيم که تنها پهلوان حسين رضازاده شايسته چنين عنواني است.فراموش نکنيد تا جمعه 11 دي 1383 بيشتر مهلت نداريد.ديگران را هم باخبر کنيد.


جمعه بر حسب اتفاق عقد يکی از دوستای خوب منم بود..
خوشبخت بشن!
هنوز مينويسی ؟!!!! خيلی خوبه ..
من هم تصميم دارم دوباره بنويسم..
اينم از فوايد پايتخت و عقد و..


سلام داش...اونور داری برای خودت حال می کنی،اما يادت باشه ما دو نفر بيديم ....انشاالله روزی خودت باشه من بيام تو عروسی بندری برقسم(جون کلم)....از ما که گذست راه رو باز می کنيم برای جوونا...خوش باشی......به دوماد بگو بابا آپديت کن...


خوب ميشی. وای آمپول!!!! يعنی الان ميلنگی؟!!


آقا شما يه کاري کن همين تهران بمونين ديگه چه کاري هر روز از کار وزندگي ميفتين مياين اينور !!! ;) اصولا آمپول زنها همينجورين نميدونم تلافي چي رو درميارن:(


سلام من لینک شما را در وبلاگم گذاشته ام. خواهش می کنم شما نیز لینک من را اضافه کنید. وبلاگ خوبی داری. خداحافظ


سلام همشهری.چطوری؟چه ميکنی با امپولها؟اخی اينقدر خوشحال شدم ار مينام پرسيدی درسته که هنوز غار غار +ماو ماو+ميو ميو+... ميکنه و حرفی ياد نگزفته رفتيم براش خاستگاری زن گرفتيم اما از بخت بد اين زنو شوهر با هم نميسازن همش همو ميزنن و کتک کاری.راستی نمی دونم چرا اورکات باهات لج کرده تنها کسی که اصلا وارد پورفايلش نميشه تويی.آخه چرا!!


به به حاج کاکا!!!ای حال ميده آمپووووول!خودشم اگه کاکا بزنه!


سلام امين.راستش در مورد اين مينا بگم که فعلا اول بايد احترام به حقوق مونث رو ياد بگيره آخه چه معنی ميده که دستش رو رو زنش بلند کنه!!!راستی دربند و پارک ملت و ....خوش ميگذره؟اهان ديگه اينکه اين مسئولين اورکات برن اب نبات قيچی بفروشن سنگين ترن.


حاجی تهرانيو خبر نميدی ببينيمت؟///الان لابد رفتی.//نه؟///اگه هستی آمار بده


پس اينکه به ما سر زدی بعد عمری از برکات تهرانه! ؛) معذرتت قبول ميشه به شرطی که ادامه ندی اين کارتو! :پی


تا تو باشی هی جلای وطن نکنی :)...دوباره اين پاورچين شروع شد همه لهجه واقعيشون يادشون اومد


سلام.اميدوارم خوب شده باشی.