امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.
در این دنیای بی فردای فانی... بجز(فردا)بگو!دیگر چه دانی؟! همه اش (فردا)! چرا فردا؟چه فردا؟! امروز ظهر ساعت ۳ رفتیم برای اسب سواری ولی کسی نیامده بود،از اونجا رفتیم کنار دریا عجب آبی بود چشمک می زد، ما هم دوباره رفتیم خونه لباس هامون رو آوردیم و رفتیم تو آب .. آی کیف داد جاتون خالی.. زیبا و شاد باشین!!!!