|
امروز صبح ساعت ۹ بلند شدم و مشغول کشیدن نقشه شدم تا ساعت ۱۱ .ساعت ۱۳ هم رفتم دانشگاه با اون استاد مسخره اش ، سر کلاس به تنها چیزی که فکر نمی کردم درس بود. تا می رفتیم تو فکر این عماد حرف می زد!! عصر ساعت ۶ هم ماشین رو برداشتیم و با ایمان رفتیم بیرون،آبمیوه خریدیم و رفتیم کنار دریا هوا ابری بود و مرتب رعد وبرق می زد ، یه کم قدم زدیم بعد رفتیم دنبال برادرم؛ دوباره رفتیم همون خیابان که دور بخوریم که باد زده بود و کابل ها رو انداخته بود!!!!!!!!! همه درخت های محل هم افتادن و با لودر مشغول جمع کردن هستن.
|
برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/415