درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


سلام
با اجازه سحر بلند شدیم برای گرفتن روزه؛بعد از اذان از خدا خواسته خوابیدم،چون امتحان
هم داشتم ساعت ۹ بیدار شدم درس بخونم !!!اونقدر خوندم که نگو.
از اونجا که خسته شده بودم رفتم توی حیاط و مشغول حرص کردن درخت ها شدم که یهو ازدرخت (لوز) افتاد و من هم بی خبر مشغول خوردن شدم وقتی یادم اومد که فقط هسته
مونده بود.
ظهر هم دانشگاه بودم که چشمتون روز بد نبینه داشتن چاه توالت رو خالی می کردن.
ساعت ۳ تعطیل شدیم با بچه ها دم دانشگاه ایستادیم و مسخره بازی. جای عماد خالی
عباس و میلاد شده بودن ناطق و ما هم با شکم خالی خنده .من و محمود که دلمون درد
گرفت.اذان که گفتن همه رفتن خونه...

نظرات (1) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:51 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/416

 


نظرات (1)


سلام امین جون........
اول: قبول باشه
دوم: گفتی که (لوز)مگه شما کجا میشینین که (لوز)
دارین چون معمولاً (لوز)بیشتر جنوب کشور سبز میشه
سوم:امیدوارم همیشه زیبا وشاد باشی