درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


3 آبان 1384

دود مي خيزد ز خلوتگاه من . . . . . كس خبر كي يابد از ويرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن . . . . . كي به پايان مي رسد افسانه ام ؟
.
* اینجا همه چیز رو به راه است.
فقط خیال کوچ ذهن آبی آسمان
گاهی چشم‌های ستاره‌های بی‌آسمان را تر می‌کند! *
.
*امروز داشتم كلاه سربازيم رو نگاه مي كردم ،روز آخر موقع خداحافظي دادم به بعضي از بچه ها كه توش رو برام شعربنويسند ( اينجا) و قسمت ديگه رو بچه هايي كه بيشتر با هم بوديم، امضا كردند(اينجا).دفتر حاطرات رو آوردم و شروع كردم به زنگ زدن بهشون ...يكيشون شده مدير توي يه جاي دور افتاده ! يكيشون توي دبيرستان درس مي ده مي گفت داغون شدم ! يكيشون هم اونقدر كلاس رو خشك اداره كرده كه همه ازش ناراضي هستند و كار به جاهاي باريك كشيده بود ! خلاصه كلي حال فعليمون عوض شد،نمي دونم چرا اكثرشون مي گفتن از دست تو راحت شديم با اون كارات!؟! دلم بدجوري براي سنگ اندازي به بچه ها توي رژه تنگ شده !
.
*من كلا با چند نفر بيشتر نمي گشتم كه ابراهيم براي دانشگاه رفت شهر ديگه ! ايمان هم كه تابستون درسش رو تمام كرد و رفت تهران ! هادي هم كه مثه خودم سربازه ولي اون نظامي توي ارتش و گيره! عماد هم كه توي زندگي بيده و امروز زحمت كشيده بعد از 2 ماه به روز كرده ! اگه مشكلي پيش نياد فقط براي مسائل كاري خودم و يا گاهي اون مي تونيم ببينيمش ! اون علي هم كه زن گرفت يا شوهر كرد نمي دونم ولي فعلا گيره ! خلاصه امين مونده و حوضش كه پر بچه ماهيه !
.
*اين عكس هاي وبلاگم رو نمي تونم ببينم ،براي خودم فيلتر شده و با توجه به اين كه هيچ نسخه ذخيره شده اي هم ازش نداشتم ديروز در به در دنبال عكس هاي وبم بودم كه به دادمون رسيدن (دستشون هم درد نكنه ). تا چند رو ديگه درست مي شه .

نظرات (15) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:22 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/426

 


نظرات (15)


اوخی ...سلام....می بینیم داری سوت کفتری می زنی حسابی ...خوب تو هم برو خودت رو گرفتار کن مثل دوستات ..کاری نداره که ...سه سوته ....خوش واشی :دی


1)خب روزگار من بهتره.كسي رو نداشته ام كه بخواد اوضاعم اينجوري بشه.2)مگه عكسات رو برنداشته بودي؟


اينطور که از ظاهر امر پيداس ، اون سايتي که عکساي تمپليت وبلاگت روش بود ، از فيلتري در اومده ... تو هم برو زن بگير ! شايد اون موقع بيشتر تحويلت گرفتم ! از قديم گفتن کبوتر با کبوتر شتر با شتر کند پرواز ...


اولش كه پسرها ميخوان برن سربازي با گريه و جيغو ماتم ميرن.. بعد از اينكه سربازيشون تموم شد ميگن بهترين قسمت زندگيشون بودهو بس...داداش منم الانه سربازه...
ببين من پينگ نميكنم.. يه نفر الكي منو پينگ ميكنه نميدونم چرا.. در مورد لينك هم خواهش ميكنم.. من هميشه ادم خوبي بودم..:دي


سلام .. اي ول ... من كه آشخوري نرفتم!! ... 2 سال ازتون جلوترم!! موفق باشي...


ياد من باشد تنها هستم...ماه بالاي سر تنهايي ايست....سهرابم وقتي اينا رو ميگفت فكر ميكرد تنها مونده.اشتباه ميكرد.مي دوني چون مهم نيست دورت پر از ادم باشه تا تنها نباشي مهم اينه كه دلهايي حتي از دور با خاطره ي تو خوش باشه.برا اينكه بدوني تنها نيستي همين بس كه دوستايي داري كه از دوريشون دلت تنگ شده.


زندگی میگذره و تنها چیزی که میمونه خاطره است


آخي! من به جاي تو دلم گرفت! منم اگه بخوام برم سراغ دوستاي قديميم همينه! براي همين نميرم ؛)


سلام.خواهش وکردم من که کاری نه وکردم.ما اینقدر بهت زحمت دادیم که شرمنده ایم.انشاالله دوباره با دوستات جمع بشین برین بگردین


tikeye kolahet bahal bud...
ishal toham shovar koni baghiye azat rahat shan


salaaaaaaaaaaaaam !...akhey.......shado movafagh bashi!


سلام امین جان، خوبی؟!
از آشنایی‌تون خوشحال شدم.

راستی امیدوارم اینجا هم همه چیز رو به راه باشد. و فقط خیال کوچ ذهن آبی آسمان
گاهی چشم‌های ستاره‌های بی‌آسمان را تر کند!

در ضمن مرسی که گفتی، فقط کاش لینک رو واضح‌تر می‌گذاشتی، تا به قول توضیحات خودتون در نقل مطلب نویسنده‌ی آن گم نشود!

شاد و رها باشی.
(-:


سلام..خوبي..باز به معرفت تو..خوش ميگذره بهت؟


اینجا همه چیز در باد تکان می خورد
جر پرچمی که باید!


راستي اون دفعه يادم رفت بگم خونه نو مباركه...ببين من چند ساله وب گردي نكردم كه تازه فهميدم :)