درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


8 آبان 1384

اين ID من نمي دونم چشه كه هيچ آفلايني رو نمي گيره! ديروز درگير اين بوديم كه هادي اومد ،يه مرخصي 24 ساعته گرفته و اومده بود بوشهر... هر چي اصرارش مي كرديم مي گفت: نه نمي آم تو مي خوام برم جايي كار فوري دارم ! زدم تو سرش آوردمش داخل توي اتاق همين كه پاشو دراز كرد معلوم شد چرا كار داشته!



هيچي ديگه كلي خنديديم و سر همين مسخره بازي با هم ،دلمون درد گرفت ! ديگه حس هنريمون گل كرد و افتاديم رو عكس گرفتن !

 



پاهاي من در كنار پاي هادي


يك ساعتي اينجا بود و از كار خرابي هاي اونجا مي گفت و من از كلاس ! بد نبود بعد از مدت ها همديگه رو ديدن ...هادي رفتش و ما هم همچنان گير ID كه آخر هم درست نشد و amin_gashmardi@yahoo.com رو ساختم .
ساعت 10 همين طور عشقي هوس دريا رفتن زد به سرمون و با علي مجردي رفتيم كنار دريا ،علي قلاب و چيزاي ماهيگيري رو آورده بود كه جون عمش ماهي بگيره !حصير رو پهن كرديم روي زمين من بالشت رو گذاشتم زير سرم و خوابيدم همون جا و علي هم مشغول كار كسل كننده ماهيگيري ..باهم شرط بندي كرديم كه اگه تا 12 بتونه ماهي بگيره من فردا افطاري دعوتش مي كنم و اگه نگرفت من دعوت مي شم خونشون ،گفت بيا تلفن رو بردار به خانمم بگو كه بعد زيرش نزني ! هيچي ما با خانمش حرف زديم اونقدر احوال پرسي و جواب دادن به اين كه چرا كم پيدا شدم ؟ مثه قبل خونشون نمي رم !؟اين چيزا پيش اومد كه وقت نشد شرطمون رو بگيم و ازم قول گرفت كه برم خونشون باز مزاحم بشم ! من تلفن رو گذاشتم زمين و شروع كردم رو علي خنديدن كه خانمت منو دعوت كرده و اصلا وقت صحبت براي شرط پيش نيامد ! از قضا تلفن قطع نشده بود و همه صحبت هام رو شنيده بود ! باز زنگ زد و باهام حرف زد كه بله من شنيدم و اين چيزا !!!! اي ضايع شديم كه نگو ! از اونجا كه گفت تو هم مثه برادرمي ،ما به داشتن يه آبجي ديگه هم پي برديم !
خلاصه همين طور كه خوابيده بودم ياد هادي و عكس ها افتادم و تصميم گرفتم منظره دريا رو همون جوري نشونتون بدم !


ساحل بوشهر در شب و پاي من !


.
تا ساعت 3 كنار دريا بوديم و آخر هم من برنده شدم ! البته يه ماهي گرفت كه توي زمان تعيين شده نبود
.
* براي ديدن عكس ها در سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد.
* مشكل آپلود عكس من روي سايت خودم انشاالله سال ديگه حل مي شه !

نظرات (17) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:42 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/427

 


نظرات (17)


اول!
اگه وقتی که مسنجر رو بالا میارید ، هیچ برنامه ی دیگه ای رو باز نکنید ! حتی اینترنت اکیسپلورر و دست به هبچی نزنید تا کامل مسینجر بالا بیاد فکر کنم که آفلاین ها تونو بگیرید! آخه منم این مشکلو دارم.


راستی کنار دریا جای ما رو هم خالی کنید!


واقعا من اگر جاي هادي بودم ميمردم و زنده ميشدم.با جوراب تركش خورده توي خونه رفيق!!! اگه خانواده اش ببينند چي ميشه؟؟؟...


میگم این عکسا همون عکسای هنریه که دیروز گفتی دیگه؟!!! ... چه ارادتی به پا دارین شما پسرا .. تو هر وبلاگی میریم یه چند تا عکس از پاهاتون میذارید..


بوي پا مياد.. خفه شدم..
داداش من از سربازي مياد پاشو از تو پوتين در مياره ما همه خفه ميشيم.. ياد اون افتادم..
اين عكسات باحال بود.. يه چيز مينوشتي روش از عكسات سواستفاده نشه پسرم...


منم اگه ماهی بودم، با دیدن این منظره قشنگ نزدیک نمی شدم! عمرآ!
این چه شرطیه بستی؟
تابلو بوده از اول که هیچی ماهی نمیتونه بگیره بنده خدا...

راستی تابستون تموم شد، هنوز جوراب تابستونیاتون رو جمع نکردید؟

بابا من اون همه حرف زدم که بگم میایم ایران!D:
البته شاید...):


آره راست میگی، ولی از اینکه آدم ماشینشو بذاره بیرون که بهتره!


ای عکسا چنن میزنی؟!!! ای مو بیدم ...!!

موفق باشی....


عزیزسلام.....ودنيا روي سبيل هاي ما مي چرخد
آب مي خورد
فكرمي كند كمال الملك تزريق كند داوينچي مي شود
{نه !!
....... كسي كه سيگارتيرمي گذارد گوشه لبش/
بسوزد دلش
به خيابان انقلاب وصل نمي شود....به دیداری دوباره امیدهست


سلام.بیچاره پای هادی که آبرو براش نموند دیگه(خودشو نمیگما)


آخه اسم دوست شما مث اسم دوست ماست خیلی باحال بود!
تو یه شهر به اون کوچیکی دو تا آدم با یه اسم که همدیگه رو هم نمیشناسن!
نمیدونم هم سن هم هستن یا نه!
اون دوست ما حدودا فکر کنم 27-8 سالش باشه!


امین امروز چرا جورابت پاره بود نکنه دلت برا دوستت سوخت جوراب عوضی کردی...هه هه


میگما راستی جوراب بیچاره رو به خاطر یه عکس چرا انقدر پاره کردی ...من که می دونم جورابش اینقدر پاره نبید


اه اه اه پشماي پاتو بزن !!


آخه این پاها عکس گرفتن داره ؟!
اینا به یک لیف و صابون احتیاج دارن....عماد آبی شو داره :))


آره هدي راست مي گه ! من تيغ و ليفشو دارم !! حاضرم اسپانسر بشم


سلام..وبلگ جالبي داريد..التماس دعا