درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


4 دی 1384

*چند روز پیش مست کردم ...مست مست اونقدر خوردم که هیچی نفهمیدم !مست کردم به خاطر بی حوصلگی،به خاطر خستگی،بلاتکلیفی کاری* ،به خاطر اینکه هر بار که وب رو باز می کنم و این رو می شنوم یه موضوع جدید برای هماهنگی با آهنگ دارم ! اونقدر خوردم که خودم هم از مستی خسته شدم ! می خوام دیگه کمتر حسرت بخورم بلکه کمتر مست بشم ! تو رو خدا بذارید !
اونقدر خودمو به کوچه علی چپ زدم که باز هوس چپ کردن به سرم زده !خدا رحم کنه !
.
*دیروز سالروز عشقولانه عماد و حاج خانمشون بود، بازم تبریک می گم و انشاالله که 100 سال دیگه ما باز تبریک بگیم بهشون ....یادش بخیر چقدر من رقصیدم توی مراسمشون !مردم رسما دیگه آخراش مامان عماد دستوم گرفت بیا عکس بگیر ! دیروز بودا.
دیشب برای خودم هم شب خوبی بود...مخصوصا تله پاتیش وقتی که خوردم توی دیوار ! خیلی با مزه بود ! جاش هنوز درد می کنه.
.
*بازم بارون اومد ! بارون که نه سیل ! خرابی زیاد داد ولی خدا که فردا هم بارون بزنه مدرسه تعطیل بشه !حوصله ندارم ،کلی برگه هم مونده تصحیح نکردم ! هر چند وقتایی که حوصله ندارم یه پلان مشکل می دم که تا ظهر گیرش می شن ولی کلا تعطیل بشه بهتره !
.
پ.ن:گفتم بلاتکلیفی کاری. روی کاری بودنش تاکید می کنم که فردا باز مثه این چند وقته نگاه ها موی تن آدم رو سیخ نکنه ! ای نگاه رو می گم !
پ.ن:قرار بود هر 14 روز یک بار یکی از وبلاگی ها یه متن برام بنویسه که این سری نشد ..انشالله که مشکل خاصی پیش نیامده باشه براش... هرکسی دلش می خواد ،یه متن بنویسه توی word و برام بفرسته ..من اونو lمی نویسم توی وب...هر جور متنی دلتون خاص مشکلی نیست ....پیشاپیش ممنون.
این قضیه شامل همه کسانی که لینک دادم می شه و..این قضییه برای اعضای فامیل کاملا اجباریه ...!
منتظرم و بازم مرسی

نظرات (9) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:40 بֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/441

 


نظرات (9)


ننوشتم سورپریز بشی! :دی (شرمنده)
کمتر حسرت بخور... (اجازه صادر شد)


دارم تصور ميكنم...خب..امين..داره ميرقصه...بندري...تند...واي چه ميكنه امين...چي ميشه..امين داره ميتركونه.....خب به تصور خياليش مي ارزيد!...مال ائي حرفايي؟


افشین

تنهائی که حال نمیده که ! مزه چی زدی ؟!!!!
خیلی این در اون در میزنی . یه جا وایسا دیگه


ها از بس رقصيدي فشارت افتاد بهت آب قند داديم !!!


سياه مست؟ بدم نيست! در حال حاضر بهش احتياج دارم! ولي اين چيزا از ما دوره، دوووووووووووووووور!


اخي اميني. اينجور كه پيداست دلت خيلي پوره ها. كار خيلي قشنگيه . منم هوس كردم . فكر كنم يه جور ترس از روزمرگيا باعث شده كه به فكر نامه و ورد و اينا بيفتي. يه جورايي باهات موافقم. زنده باشي.


سلام ... اي ول!
ودكا زدي با ويسكي يا ...؟
اگه باراريو بوده خوبه بد نيست!!!
جيگرت!!


اوخ جووون .. من سر فرصت يه چيز مينويسم و برات سند ميکنه.. من در حال حاضر ۳ تا وبلاگ مينويسم.. هااااا.. من چقدر معروف هستم..هااااا.. مگه اينکه خودم واسه خودم طره خورد کنم...جدای از شوخی.. غمگين و بی حوصله نبينم امين جااااان...تو مست و تو ديوااانه.. تورا که برد خانه..شعر با اندکی تحريف....


salam..khoobi?
ey baba...man ke hamishe khastam.az hame chi...az hame kas...aslan halam khoob nist in modat...aslaan.

mobarak bashe...az tarafe ma ham tabrik begoo:)
khosh bashi..