درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


18 اسفند 1384

خوشبختانه روز های آخر سال و تقریبا از این هفته مدارس هم تعطیل می شه و یه مدت از دست بچه ها راحتم ! بیشتر از اونکه فکر می کردم خسته شدم . توی این مدت هر چه به پایان سال نزدیک تر می شدیم بچه احمق تر و بیشعور تر می شدن! دیگه از اینکه خودم مستقیم باهاشون سر و کله بزنم و اعصاب خودم رو خورد کنم به خاطر نکشیدن شکل و یا نداشتن وسائل و کلی بی نظمی این چیزا خسته شده بودم ، و همه چیز رو به تصمیمات دفتر واگذار کردم !
طوری که امروز چند تا از بچه ها آش و لاش شدن !
.
پ.ن: گور .....

نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 11:16 بֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/468

 


نظرات (10)


اووووووووووووووول.بازم من که سر میزنم.
آقا اجازه بچه ها گناه دارن به خدا رحم کنین


baba khone mojaradiii ke bad tare khone poreee:D:D


من همیشه از اینکه میتونستم حدود 15 روز معلم هاو نبینم حس خوبی داشتم و ذوق مرگ میشدم..حالا میبینم معلم هام چنین حسی رو داشتن برام جالبه...


سلام
خوشحال می شم پیش من بیای
سایت عالی داری
منتظرتم


اي ول به دفتر! يعني اينقدر خشن برخورد مي كنه؟ من كه يه سال معلم بودن براي ٧ پشتم بسه! ترجيح ميدم رئيسم سرم داد بزنه. بهتره!


آخی... کارت سخت شده ها!...
بابا وسیله نیاوردن و اینا که چیزی نیست... اینارو که میگی، پیش خودم میگم اگه وسایل نیاوردن یا کار نکردن این قدر عصبانی می کنه معلمارو، پس ببین ما با کارایی که میکنیم چه اعصابی ازشون خورد میکنیم!
دیگه قطع رابطه میکنی با ما دیگه؟ آره؟D:
یا می سپریمون به دفتر؟P:


che moaleme bi atefe o zoor goo o khasheni hasty !!
alan bayad azab vojdan begirii)


چقد خشن شدي !! خدا رحم کنه به همه !!!


سلام ..
چاكريم ...


خوب کاری کردی داداشی ! .........