درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


17 آذر 1385

8. آی سودا ...



سلام !
.
امين اين بار اينجا من برايت يادگاري مي نويسم . براي روزي كه شايد نباشم و اينجا باشد ...راستي ديواري كه يادگاري نداشته باشد اصلن قشنگ نيست .
بچه كه بودم دل م زيادي مي خواست دست م بشكند فقط به خاطر اينكه ديده بودم روي گچ دست يادگاري مي نويسند و امضاء مي كنند . خب ! چه كنيم كه دستمان نشكست ولي تا دل ت بخواهد دلمان ....
.
اين روزها نادر ابراهيمي زياد مي خوانم ...عجيب اين گيله مرد نوشته هايش دلنشين است حتمن كتابهايش را بخوان .
.
"من هرگز نمي گويم در هيچ لحظه يي از اين سفر دشوار ، گرفتار نا اميدي نبايد شد. من مي گويم : به اميد باز گرديم - قبل از آنكه نا اميد ي ، نابودمان كند".
.
زيباست نوشته هايش ...
.
و اما ...
.
اين نوشته را روزي ح برايم در دفتر خاكستري ام نوشته بود ...برايت مي نويسم كه دوست ش دارم :
.
اول خدا
تنهائي درخت توي بيابان را هيچ چيز پُر نمي كند .
همه بادها رهگذرند ...
همه ابرها رهگذرند ...
همه باران ها - اگر بيايند - رهگذرند ....
درخت هست و تنهائي بزرگش ...
تنهايي هست و درخت
- كوچك و بزرگش فرقي نمي كند !
.
پ.ن : زيادي مرسي كه گذاشتي سهمي داشته باشم ....اميدوارم كه خدا هميشه و در همه حال يار و ياورت باشه برادر ...
.
پ.ن : امضاء ساناز


نظرات (7) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 2:58 بֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/533

 


نظرات (7)


مرسی همکار گرام ..همیشه شاد و موفق باشی !


سلام ...اول خودم :دي


ميگم غلت املائي ها رو درست كن ..

اميدي نبايد شد. من ....

تنكيووووووو


مم! قشنگ بوود لذتش و بردم!دستت درد نکنه ساناز جان...


امينو ! بيو ائتلاف کرديمه !!


ha bede manam sit ye chi benvisim !


سلام .... باريكلا به " ح " خيلي قشنگ نوشته ... "من هرگز نمي گويم ..... " هم خيلي قشنگ بود :) لذت بردم كله سحري :دي