|
8. آی سودا ...

سلام !
.
امين اين بار اينجا من برايت يادگاري مي نويسم . براي روزي كه شايد نباشم و اينجا باشد ...راستي ديواري كه يادگاري نداشته باشد اصلن قشنگ نيست .
بچه كه بودم دل م زيادي مي خواست دست م بشكند فقط به خاطر اينكه ديده بودم روي گچ دست يادگاري مي نويسند و امضاء مي كنند . خب ! چه كنيم كه دستمان نشكست ولي تا دل ت بخواهد دلمان ....
.
اين روزها نادر ابراهيمي زياد مي خوانم ...عجيب اين گيله مرد نوشته هايش دلنشين است حتمن كتابهايش را بخوان .
.
"من هرگز نمي گويم در هيچ لحظه يي از اين سفر دشوار ، گرفتار نا اميدي نبايد شد. من مي گويم : به اميد باز گرديم - قبل از آنكه نا اميد ي ، نابودمان كند".
.
زيباست نوشته هايش ...
.
و اما ...
.
اين نوشته را روزي ح برايم در دفتر خاكستري ام نوشته بود ...برايت مي نويسم كه دوست ش دارم :
.
اول خدا
تنهائي درخت توي بيابان را هيچ چيز پُر نمي كند .
همه بادها رهگذرند ...
همه ابرها رهگذرند ...
همه باران ها - اگر بيايند - رهگذرند ....
درخت هست و تنهائي بزرگش ...
تنهايي هست و درخت
- كوچك و بزرگش فرقي نمي كند !
.
پ.ن : زيادي مرسي كه گذاشتي سهمي داشته باشم ....اميدوارم كه خدا هميشه و در همه حال يار و ياورت باشه برادر ...
.
پ.ن : امضاء ساناز
|
برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/533