درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


14 اسفند 1385

توی این دو سالی که توی مدرسه هستم با همکارا, زیاد بگو و بخندی ندارم به جز یکی از معلم هاکه 33 سالشه و مجرد , بدجوری بهش عادت کردم . از شخصیتش خوشم می آد.
یه جورایی مثه خودمه ولی خیلی با اطلاعات و روشن تر . در مورد بعضی از مسائل که با هم حرف می زنیم اونقدر دلیل و منطق می آره که مجبور به قبول کردن حرفاش می شم . گاهی این باخت ها در مقابل اون رو دوست دارم. یه جورایی بودنش به آدم اعتماد به نفس می ده و بعضی کمبودهای منیتم رو کامل می کنه هر سری .
ولی امروز آخرین روز انجام وظیفه من توی مدرسه بود و از این به بعد فقط به خاطر مشکل مدرسه توی جایگزینی نیرو به جای من ,توی مدرسه درس می دم . یه دو ماه هم روش !
.
.
پ.ن:بعضی از نوشته ها معرکه ان و انگار حرف خوده آدمه مثه این
پ.ن : آب دریا را اگر نتوان کشید... هم به قدر تشنگی باید چشید

نظرات (11) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 2:55 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/560

 


نظرات (11)


از حالا دنبال کارت پایان خدمت باش.میگن سخت میدن.
خب دیروز که اتمام سربازیت بود و قضیه شیراز و ... :دی
امشو حله دیگه؟ خوابم با مخلفات اضافه تعبیر میشه؟ :دی


اتق الله ... سربازي تموم شد ؟!‌ سور بايد بدي پس :دي


سلام ...
اي ول ..

آقا پس وايسا تا بيام عيد .. بعد شيريني بده .. شيريني حاجي خيلي مي چسبه!!


سلام داداشي جونم !!!
آقا تبريک ميگم سربازيت تمام شد . يه سور بايد بدي ، يه سور هم براي کارت پايان خدمتت !


آق معلمی ؛
سربازی؛
مهندسی !

ما که قاتی کردیم!
:)

اعتناي ندارم كه سهم زمين من بسيار اندك است
شكوه نميكنم كه خرابه ها ازمن
شادتر و شيرين ترند
از اين ناراحتم
كه بر سرنوشت من تاسف ميخوري
براي من كه تنها يك رهگذرم
.....

اینو دوس داشتم...


ميدوني، بعضي از آدمها مثل يه ليوان آب مي مونن كه وقتي روي ميز واژگون ميشن تمام سطح ميز رو مي پوشونند -ولي-هرگز در جدار ميز فرو نميرن، بعد از مدتي هم بخار و جذب هوا ميشن...-اما- بعضي ديگه از آدمها هستن كه مثل يه ليوان اسيد ميمونن و وقتي رو ميز مي ريزند تا عميق ترين زاويه هاي پنهاني ميز فرو ميرن، اميد كه همه جزء همين دسته دوم باشند!.موفق باشي.


ميدوني، بعضي از آدمها مثل يه ليوان آب مي مونن كه وقتي روي ميز واژگون ميشن تمام سطح ميز رو مي پوشونند -ولي-هرگز در جدار ميز فرو نميرن، بعد از مدتي هم بخار و جذب هوا ميشن...-اما- بعضي ديگه از آدمها هستن كه مثل يه ليوان اسيد ميمونن و وقتي رو ميز مي ريزند تا عميق ترين زاويه هاي پنهاني ميز فرو ميرن، اميد كه همه جزء همين دسته دوم باشند!.موفق باشي


هميشه اينو بدون:
آدم ها دو دسته هستند
اصيل و هيجان انگيز
هيجان انگيزها زود خسته كننده مي شن
زت زياد علي علي


هميشه اينو بدون:
آدم ها دو دسته هستند
اصيل و هيجان انگيز
هيجان انگيزها زود خسته كننده مي شن
زت زياد علي علي


این آخرین روزا رو اصلا دوست ندارم خیلی بده یاد آخرین روزی که تو صاایران کارآموز بودم افتادم :(


آقا شما خیلی لطف داری به ما (صورتک خجالت واینا)
ولی خارج از اینکه بخوام تعارف کنم دقیقا همینطوره یه وقتی یه چیزی رو میخونی تو یه وبلاگی شک میکنی نکنه اینو خودت نوشتی که اینقدر از دل تو گفته