|
سلانه سلانه راه همیشگی مدرسه رو می رم ! همه چیز مثه همیشه ،فقط اون دختر کفش نارنجیه که همیشه راهمون بالعکسه برای رسیدن به مدرسه هامون رو ندیدم ! پوریاهه رو هم دیدم توی مسیر ، بعد از کلی دست و پا زدن و رد کردن کار توی یه شرکت منطقه ویژه از تاکسی تلفنی، در اومد تا یکی رو برسونه ،اونقدر اذیت کچلیش کردم اول صبحی که حالم بهم خورد . |
ترک بک
برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/574
نظرات (7)
حاجی چشماتو درویش کن.دختر کفش نارنجی یعنی چی؟
کشیده آبدار و دانش آموز نمونه؟؟ چه شود!!! :دی
تو هم شدی عین استادای ما.همیشه سختها مل ما میشه و آسونها مال استاد.شکایتی نیست.یه زمان زیر دست و بال همین استادا درس خوندی!! :دی
اردوی ما رو بپیچونی محض خنده؟حالا میبینیم اخوی!!!!
نامرد.مانم دعوت کن کیش! :دی
هاااا ائی زیرشلواری رو خوب اومدی.آی زیر شلواری قشنگیه.آی قشنگه.یادم باشه یه روز عکسش رو بزنم تو وبلاگ...محض خنده :دی:دی
اینجوری نوشتن تازه میشه وبلاگ نویسی:)
چی میشد این معلما واستادای ما هم میگفتن برو آخر زنگ بیا حاضری میزنم حسرت به دل من یکی موند :(
البته شر نبودما D:
روزانه ء بي دغدغه اي رو گذروندي...خب شما بارش بارون رو ديدي ، منم فقط صداي كوبيده شدن دونه هاش رو به پنجره اتاقم شنيدم...ديگه ادامه بارش بارون تا اين فصل اونم اينجا كمي زياديه!!!!
سلام ...
شلوار به اي قشنگي .. چشن!
حالا كه ايجورن سال ديگه قشنگتر مياريم!!:دي
حاجي جون خوش به حالت راحت مي شيني نگاه آكواريوم مي كني !!!!!!!!
سلام
تا حالا به بلاگ شما نيومده بودم اما از نظري كه تو خانه وبلاگ نويسان دادي بودي تعجب كردم و جواب نيز دادم اما امين جان اين رو بدون اول اينكه من منظور نداشتم دوم اينكه متن جالبي نوشتي منظورم سايت خودتونه
و سوم ....
چهارم سلامتي
موفق باشي
من از اين آپ هاي همينجوري بيكاري خيلي خوشم مياد.
حالا چرا نمي خواي بري اردو؟ مفتي حال ميده. كيش رو كه اگه نميري من حاضرم برم جات! واقعا كه!
حالا چرا آخر درس دادنته. سربازيت بود؟ بر مي گردي كجا؟