درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


18 تیر 1386

من در این تاریکی
امتداد تر بازو هایم را
زیر باران می بینم
که دعا های نخستین بشر را تر کرد
.
پ.ن:ندارد!

نظرات (8) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:35 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/648

 


نظرات (8)


خدا هر چی ادم متقلبه از روی زمین برداره ....آآآآآآآآآآآآآآمین!


سلام/. جون ترشي ... همتون مي ريد تو بهشت خونوادگي ... حال دادي رفيق /.


آخ بارونشو هستم شدید
شاید یکی دوساعت دیگه تهران بارون بزنه هوا بدجوری گرفته...


اینو یه جایی خوندم!!
حس عرفانی داره این شعر به نظر من ..


فکر کنم پ.ن رو سانسور زدی پیچوندیا D:


سلام
دعای زیر باران ...
آن زمان که دست به سوی آسمان بلند می شود
و همه بودن را تر می کند
و جاری می شود مثل رود در سراسر هستی
دعاهای نخستین بشر طلب بخشش بود از خدا و بازگشت به همانجا که از آن هبوط کرد به این سرزمین...
و آدم کلمات را آموخت
خدا او را بخشید
در این سرا مدتی ماند و رنج برد
و روزی دوباره بازگشت ...


نظر : ندارد .
صبحانه ناهار خوردم ولی تا به حال دوغ جای شیر نه ! :دی
جوجو هامو دیدی :دی


یاد سهراب افتادم...زیر باران باید...


شما هم نظر دهید