درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


21 بهمن 1386

شب بیداری را دوست دارم و طراوت صبحگاهی هم  برای سرو کله زدن با محدود مردم نفهم !!!!!! ،یه مشت مدیر بی شعور پشت میز نشین ِ ترسو !، کارگر ، بنا ،دوست ِ همیشه گشنه و کلی افراد دیگه ...  ضروری است.
از همون صبح اول وقت فقط مدتی که توی ماشین تنهایی و به سر کار می ری وقت داری برای صداقت، بينش، هوش، اعتماد به نفس، پرانرژی بودن، اجتماعی بودن و اورژينال بودن گرفته تا جذابيت چهره، شعور چشمها، خوش لباسی و ....  به محض اولین برخورد با مردم فهیم همه چیز تو هم می شه !
همه این ها به کنار خستگی روحی و تیکه های دوستان هم جای خود. خوبیش اینه که از همون عصر خوابی تا دیر وقت ..فقط بیداری بین  ساعت 12 تا 2 برای دور خوردن و تغذیه و دوباره می خوابی برای یه روز جدید .... دیگه !!!

پ.ن:کاش یه وقت برای حلاجی آدمها از نقطه نظر تناقض باور های زندگی بود

نظرات (6) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:12 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/792

 


نظرات (6)


salam. hanuzam pas shab bidari!!
in ja ro man bad az 1 mah belakhare tunestam royat konam. khubi?
bebinam engar to jadidan kheili ghor mizani na? mahiha khuban ishalla?!!!


به یارو میگم فلانی امروز کجا کار میکنی؟
میگه چهارراه ولی عصر هست. همونجاش.
میگم کنار مخابرات؟
میگه نه اونجا که از طرف اداره آب میره.
میگم کجا؟
میگه چهاراه ولی عصر اینوری هست؟داخلش که کوچه هست که معالی آباد میره سمتش. نزدیک خیابونش که چهاراهه اینوریش ما کار میکنیم!
میگم کنار هتل آسمان دیگه؟
میگه بارک الله. همونجا ما کار میکنیم. اما امروز تعطیلیم!

ها جریان بعدی رو یه روز دیگه تعریف میکنم.
قصه ما به سر رسید امین غذا به هادی گشنه نرسوند!
حالا برو بگیر بخواب.


اون پ.ن رو هیچجوره نفهمیدم مهندس جان !
میشه توضیح بدی؟ :دی


همه چیز تکراری و خسته کننده شده...
با همه این جور تکراری و ضد حال بودن ، ولی آدما عادت کردن.


بدتر از این میدونی چیه؟؟؟اینِ که بعد از مدتی داری از ته دل خوشی میکنی.میخندی.بعد یه هو بهت یاد آوری کنن الان نقشت عوض شده...دیگه بالاتر از بچه های اطرافت هستی...آدمایی که به یه جا می رسن فکر میکنن میتونم همهء خوشی هارو خراب کنن.ضدِ حالِ اول صبح هم خیلی بدِ...


چه اورژینالیه که با این چیزا خراب میشه ؟
همون بهتر که نباشه ....


شما هم نظر دهید