درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


15 اسفند 1386


مدت هاست ، هُرم هیچ نگاهی آتشم نمی زند
حتی نگاهی که رنگی از آشنایی و خاطرات  دارد...
می بینی !؟

شاید ، فراموشت کرده ام ؛

نظرات (6) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:28 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/799

 


نظرات (6)



سلام ..وبلگ قشنگي دارين (مي دونم خيلي جمله تكراري ايه به خصوص اگه يكي اولين بارش باشه كه به يه وب سرك مي كشه ولي چه مي شه كرد ..._ و اين تكرار تكرار است ومن تكرار تكرام..._)
ولي نه واقعا جدا از شوخي بك گراند صفحه تون خيلي قشنگه ...
نوشته هاتونم خيلي مختصر مفيد و قابل تامله ..من از مطلب _دوست _ تون خيلي خوشم اومد ...


بازم طبق قانون تكرار :::: خوشحال مي شم بهم سر بزني ...

در ضمن واقعا واست اميدوارم كه دوباره خيلي زود هرم نگاهي اتشت بزند ...چون اين مثل يه سكوت مي مونه و سكوت در درون ادم احساسي شبيه انجماد داره ...

حتما بهم سر بزن ..خوشحال مي شم ...
فعلا خدا حافظ


:( خوب چرا آخه ناملدیه که!! :((


به زمان عقیده داری؟!


خوشا خودسوزي عاشق (به نظرم اين بهترين توصيف براي يه عاشقه كه عشقش بهش خيانت ميكنه)


شما هم نظر دهید