درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


8 اردیبهشت 1387

دوباره موقع ای که باید آدم بشیم و صبح ها سروقت بیدار شویم ، این عادت نکبتیه جغد بودن گرفتتمان ! خوب اینترنت که هیچ نداره ! از فیلم  دیدن هم خسته شدیم ! درس هم که نوچ ! اصن این روز ها خالی ام از هر چی خیال ،حسرت و آرزوست...نه عشقی ،نه خیال یاری ،و نه عطر خوش بویی!  فکر می کنم این ماهی ها که اینجوری پشت شیشیه جمع شدن و زّل زدن به من چند روز غذا نخوردن و چرا من اونقدر .....د شدم که غذای روی آکواریوم رو باز نمی کنم و بهشون بدم !
عالمی دارم برای خودم !

می خواستم یه چیزی بنویسم دیدم نمی ارزد به جروا جر شدن  خیالم !

پ.ن دلم همون قدیم ها می خواد که  تو نظر خواهیم بیای بنویسی امین.. له ،داغون ،خسته و همون شوخی های بعد از هر متنم ....همون قرار پسته ایی که من فقط از دور ایستادم و نگاه کردم ،منه ترسو !! اینو دیشب که داشتیم بعد از مدت ها چت می کردیم فهمیدم  !

نظرات (5) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 2:04 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/828

 


نظرات (5)


خاک بر سرم بچه از دست رفت :دی
تازه خر هم نشدی هان؟ :)))))))))))
ای جااااااااااااااااان :*


قسمت درین خیلی با حال بود ...کلی خندیدم بلاخره یکی پیدا شد بهت بگه زشتی ..!!


با این تفاسیر ، اما به نظرم روحت الان در آرامش و راحتی کااااامله! اصلا هم سعی نکن تغییرش بدی چون پشیمون می شی!


آره منم فک مي کنم (( روحت )) الان در آرامشه D:D: بيو موقتاً شرکت ما کار کن امينو


جالب بود كه ماهي هاي تو مثل خودت سيبيل دارن...انگار بايد سيبيل اينا رو هم بكنم....


شما هم نظر دهید