درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


11 خرداد 1387

اینکه در هر صورتی هیچ بدی و تصویر بدی رو نمی شه ازش به یاد آورد و همیشه توی سرحالی و مریضی هیچ سوءظنی نمی شد توی چشم هاش دید و همیشه با همون مهر همیشگی اش میوه قاچو می زد و اینکه همیشه موقع سلام با تمام بزرگی اش دست های نوه ها رو می بوسید و ....
همه راهنمایی هاش و لطف هایی که به شخص من داشت توی این خانواده پرجمعیت ! لطف هایی که نمی شه چیزی در موردش گفت و ....!
همه خاطراتش خوبش باقی می مونه برام به جز روز ها آخر که وقتی تکونش می دادم و آهی که کشید همون جا از خودم بدم اومد ! و لحظات آخر که نتونستم توی غسالخانه حتی قدمی جلوتر  برم و یکی از هزاران بوسه اش رو تلافی کنم ،ایستادم و نگاه کردم به آخرین لحظات دیدنش ، به بلند کردنش قبل از محو شدن تصویر توی چشم هایم ،و توی همه این مراحل او آرام خوابیده بود !

پ.ن: از تمام دوستان ،که با حضورشون ، تلفن ها ،پیام ها از دور و نزدیک ،ما رو همراهی ممنونم

نظرات (9) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:50 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/842

 


نظرات (9)


>:D<>:D<>:D<>:D<>:D<


باز هم تسلیت می گم کاکا جان...



سلام ...
تسلیت می گم ...



تسلیت میگم هرچند میدونم برای غم به این سنگینی تسلیت خیلی کمه روحشون شاد


:( روحشون شاد امین جان
این خاطره ها بدجوری آدم رو آتیش میزنن ... :(


همه رفتنی هستیم
مهم اینه که وقتی میریم مثل پدر بزرگت عزیز بریم
روحش شاد


تسلیت می گم... :(