درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


30 خرداد 1387

شايد ای خســتگان وحشــت دشت!
شايد ای مانــــدگان ظلــمت شب !
در بـــهاری کـــه می رســد از راه
گـــل خـــورشــيد آرزوهــايـــمان
سـر زد از لای ابرهای حسود
شايد اکنون کبوتر امـــيـــد
بال در بال آمدند فرود...

پ.ن: به یادش !

نظرات (7) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:27 قֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/852

 


نظرات (7)


شاید و اگر و مگر و آیا و ... همه را کاشتند سبز نشد...
:(
شايد اکنون کبوتر امـــيـــد
بال در بال آمدند فرود...
آره؟
...
نه بابا کجاش آره !!!!:دی بذار کارمون کنیم !



دست به شعرت هم توپناااااا


سلام /. احوال شما ... دو تا تصحيح داره نوشته ات ... درستش كن ...
اول : گل خورشيد ((آرزوهامان )) /. دوم:((كبوتران)) اميد /. زيبا بود .


سلام /. احوال شما ... دو تا تصحيح داره نوشته ات ... درستش كن ...
اول : گل خورشيد ((آرزوهامان )) /. دوم:((كبوتران)) اميد /. زيبا بود .


سلام /. احوال شما ... دو تا تصحيح داره نوشته ات ... درستش كن ...
اول : گل خورشيد ((آرزوهامان )) /. دوم:((كبوتران)) اميد /. زيبا بود .


خوب حالا اینقدر برای این شریعتی اشک نریز تو کوزه دلم گرفت :دی


شما هم نظر دهید