درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا


11 شهریور 1387

فاصله را تو یادم دادی
وقتی با لبخند
دور شدی از من
عکاس بهتر از ما فاصله را می‌فهمید
تو در عکس نیستی
فاصله یعنی تو

اما... اگر... شاید،
اما گناه من نبود
اگر تو را برای من ننوشتند
شاید من اشتباه کردم
اما اگر شاید نبود
حتما گناه من نبود
تو را با فاصله
                      برای من نوشتند...

نظرات (5) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 6:58 بֽظֽ

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زیر استفاده کنید :
http://www.gashmardi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/866

 


نظرات (5)


فاصله...
دور از جونمون...

اصلا از این کلمه خوشم نمیاد


می بینی تو رو خدا زندگی با این جوونای سابق چه ها که نمی کنه...
حالا غصه نخور پیرمرد...


امین خودم رسماً میرم باعث و بانیشو میفرستم اون دنیا اعصاب مصاب ندارما X(


سلام. اما اگر شايد نبود...
خيلي خوب كلمات را براي بيان حستان تلفيق كرده ايد. اين ميزان تسلط شما به كلمات براي شعر نيمايي بسيار مناسب است. موفق باشيد.


سلام امین جان ...
پچشیده ام این روزا رو ...


شعر ماله غاده السمانه ... فقط جهت یاد آوری ...


شما هم نظر دهید