|
كدوم نامرد ، از خدا بي خبري وبلاگمو سوراخ كرده ؟!!!!

-------------------------------------------------------------------------------------------------
مي گويند: بتاب!
از بدو دلدادگي تا انتهاي سرگشتگي!
و من؛ مات! تنها در افکار خود سايه روشن مي زنم!
مي گويند: بخوان!
از ابتداي خلقت تا روزهاي نيامده!
و من؛ مبهوت! در آشفتگي خود فرياد مي زنم!
مي گويند: برقص!
از بلنداي ناز تا خواهش نياز!
و من؛ بي تاب! دوش به دوش پروانه ها ديوانه مي شوم!
مي گويند: بمان!
از ديروز روز تا فرداي شب!
و من...
و من مي روم!
که شامگاهان بي روزن به استجابت صبح ننشسته اند!
مي روم که آغاز کنم!
از امروز روز تا فرداي روزتر؛
اما؛
آخر .............
|
|

---------------------------------------------------------------
قلمم را مي خواهم چرا كسي اينو نمي فهميد؟
|
|
- سنگ , کاغذ , قیچی
+ نشد همه مثه هم اومدیم از نو !
- سنگ , کاغذ , قیچی
+ من بردم این دفعه نوبت منه که عاشق بشم ! ولی وقتم پُر , بیا تو عاشق بشو
- باشه قبول!
|
|
بهار زیباست مخصوصا وقتی که با ....
با... چشمامو می بندم میگم بالحظه های همراه باشه که دوستشون دارم.
به خصوص اینکه راست گفتنمون و ووو اونا رو هنوز زیباتر میکنه
خدایا خیلی دوستت دارم.
|
|
دلم هوس نارنگی کرده

...
خستگی این روز ها رو دوست دارم .وقتی اونجور خسته باشی که تا سرت بذاری زمین خوابت ببره و مثه قبل دیگه نخوای کلی مشکلات و روزمرگی های رو همون جور که دراز کشیدی مرور کنی !خودش می تونی رضایت بخش باشه ..
توی این شرایط تنها و تنها می تونی به اون چیزی که دوست داری و دلت می خواد فکر کنی و این لذتش رو بیشتر می کنه .
|
|
من آدم خوبی هستم و خواهم بود اینو می تونی از معاف کردن تو از پروژه عظیم و رنگ آمیزی پی ببری !
زودتر هم خوب بشو و ما را از بلا تکلیفی در بیاور , در صورت دیرکرد بیش از حد همه بدهی رو یک جا صاف می کنم خود دانی دیگر
.
باتشکر
امین کنجیر گرفته !
|
|
باید اعتراف کنم: من نیز گاهی به آسمان نگاه کرده ام! دزدانه! در چشمان ستارگان٬ نه تمامیشان! تنها آنها که شبیه ترند. شبیه تر به چشمان تو... . برای تو که الان به ستاره های نگاه می کنی !
|
|
روز مادر گرام و خوبم ،آبجی گرام و ... گرام مبارک . 
متن چت : amin gashmardi: haaalee : haaaaaaaleee amin gashmardi: halaa kodoom bezanaam : oon sayehe khob bood! amin gashmardi: be nazaareet chi miishee :hiiiichiiiiiiiiii ye kam mikhaaaaaaaandim amin gashmardi: yaani beznam digee :are!!!! : sharike jorm dari vase khodet peid amikoni amin gashmardi: are feekr kardi in matn chate ro ham mizanm painesh . پ.ن:شخصی و کاملا ......! پ.ن: بستنی رو من بردم !
|
|
 زبانم را با قهوهی تلخ، تر میکنم. و اون شیر قاطی میکنه تا تلخی اش رو کمتر کنه . به دست هایش نگاه میکنم که یک زنجیر بافتهی طلایی با دوتا آویز زنگولهای، مچاش را گرفته و توی نیمهتاریک دم غروب برق میزند. هنوز چراغها را روشن نکردهاند . . . .
پ.ن: بماند!
|
|
مدت هاست ، هُرم هیچ نگاهی آتشم نمی زند حتی نگاهی که رنگی از آشنایی و خاطرات دارد... می بینی !؟
شاید ، فراموشت کرده ام ؛
|
|
خاطراتم همه گرم هستند حتی در یکی از روزهای سرد و بی رمق پاییز خاطراتم همه گرم هستند با سلام های گرم ،دست های گرم و تمام دیوار نوشت دوست داشتنی !! و ....
|
|
برگ برنده چشم های توست که با پلک زدنی رو می شود ــ دو دایره ی سیاه مرموز ــ تا همیشه بازنده ی این قمار تازه آغاز شده تک دل من باشد
|
|
تو صدایم کردهای یا باران میآید؟
|