درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا

آرشیو دسته بندی Film.Book


14 مرداد 1386

فیلم سینما پارادایس رو  دوباره نگاه کردم توی این دو سه روز اخیر! نمی دونم چرا خوشم میآد ازش. با اون قسمته که کشیش توی سینما نشسته و فیلم ها رو سانسور می کنه حال می کنم یه جورایی بامزه اس.و عاشق  اون تیکه آخر  هستم که شخصیت اصلی فیلم ،قسمت های سانسور شده فیلم های قدیمی رو که جمع کرده بود.  همرو یه فیلم کرد و  توی سینما داشت نگاه می کرد و اشک می ریخت و می خندید .
این قسمتش هر بار که  بعد از تمام شدن فیلم نگاه می کنم ، به خودم فکر می کنم که فردا من چی دارم از خودم که اینجور بشینم و نگاهش کنم !کلی کلکسیون سکه و پول دارم ! کلی تمبر های مختلف دارم ! ولی چه فایده ؟!!
برای خودم چی دارم و چی کردم ؟! می شینم، می گم اِل می کنم بِل می کنم ولی باز فرداش همونم ! 
.

نظرات (11) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:22 قֽظֽ
3 شهریور 1386

تا چند مدت پیش زیاد حوصله مطالعه و یا حتی دیدن صحنه های کوچیک جنگ رو نداشتم و هر بار که تلویزیون یه جورایی از شجاعت و کارای نظامی ه تو جبهه حرف می زد ،حرفشون رو مسخره می کردم و قبول نداشتم. سربازی که رفتم و از نزدیک فرمانده ها و یا اعضای کادری رو دیدم که ترکش تو بدنشونه و درجشون از من تازه وارد هنوز کمتر بود یه جورایی بهم خوردم ! یه جورایی طرز فکرم عوض شد ! این تغییر نظر و فکرم فقط با دیدن اون تعداد جبهه رفته سالمی بودن که توی پادگان هر روز جلوم رد می شدن ! اگه اون تعداد شیمیایی ها و اونایی که به خاطر موج انفجار فقط یه موجود زنده هستند رو می دیدم الان شهید شده بودم !!!
امروز  فیلم پاداش سکوت رو دیدم  ،دوباره یاد این موضوع افتادم ! اون قسمتی که فرمانده روی چرخ نشسته و ترکش تو گلوش ه لرزوندم !

پ.ن:دوستای استقلالی در چه حالند ؟!
پ.ن: شما تهرانی ها چطور با این نِت های پکیده و همه چی فیلتر سر می کنید آخه !!!!؟

نظرات (11) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:20 قֽظֽ
25 بهمن 1386

- مش​حسن...
ول​کن بابا...

با تو اَم مش​حسن
ول کن بابا...

گاو (داريوش مهرجويی)
اين روزها عجيب پی يک علی نصيريان می​گردم که مدام زير گوشم زمزمه کند: ول​کن بابا

نظرات (6) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:07 قֽظֽ
27 بهمن 1386

-  فراموش نکن که من می خوام مردم را با دست خودم آزاد کنم !
.. پس اول باید این کراوات ها رو با دست خودت ببندی 
-  (تنها  جلوی آینه): از دست این زن ها ! این کار از من بر نمی آد

زندگی دیگران (2007)
 

نظرات (7) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 9:10 بֽظֽ

-اگه برنگشتم ،به مادرم بگو دوستش دارم
.. مادر تو مرده !
- پس خودم بهش می گم !

اینجا جای پیرمرد ها نیست (2007)

پ.ن:مُردیم تا تمام شد !

نظرات (8) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 11:04 بֽظֽ
10 اسفند 1386

خوب ندا.ن منو به بازیه هفت ترانه خوب و به یاد موندنی و هفت ترانه  ترکیده ،دعوت کرده !

1.  مرا ببوس.. حسن گل نراقی
2. با تو .. ابی
3. همسفر .. ابی و گوگوش
4. شیرین شیرین .. داریوش
5. الهه ناز.. بنان
6. به من چه .. بیژن مرتضوی
7. بوی بارون  .. عصار که کلی خاطره دارم ازش و این روز ها همش وب ندا بازه

و اما از  آهنگ های که دوست ندرم خیلی خیلی زیادن  ولی اینا ترکیده ترند!
1. حسن شماعی زاده !  2. شهرام کاشانی !  3.اندی!  4. عباس قادری!  5 .جوات یساری!  6.افشین جلفه !  7.شادمهر بعد از رفتنش!

منم دو سه نفری که فقط باهاشون چت می کنم  رو دعوت می کنم ! خودشون شروع کنند دیگه !

نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 11:32 بֽظֽ
24 اسفند 1386

- شعار ..شعار
. اسمش این نیست ! وقتی عقیده هات درست باشند ، سرکوب بشی . هر کی یه راه و طرفی برای خودش باز می کنه ،اونوقت می افتی تو خلاء
- خلا !
.اسمش این نیست ،عقیده اگه بد اجرا شه دلیل بر غلط بودن عقیده نیست ،اجرا شکست خورده . ما بُنیه نداشتیم !

حکم(مسعود کیمیایی)
83

نظرات (4) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:09 قֽظֽ
23 فروردین 1387

ما گیر کردیم مگه نه؟ تو و من
-ما کپلا هستیم ... یعنی: ما دو طرف رودخونه وایستادیم.
-یه دلیل بده به من، که بیام اونور رودخونه.

مترجم(2005)

نظرات (4) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 4:31 بֽظֽ
28 خرداد 1388

ماییم و نوای بینوایی
بسم الله اگه حریف مایی


فیلم : دل شکسته

نظرات (3) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:57 بֽظֽ