درباره من

    امين هستم 21 روز بعد از سال تحويل 62 به دنيا اومدم و تا الان 23 فروردين رو به روايت زيستن پشت سر گذاشتم و اولين متن وبلاگم رو توي 27 مهر 81 به روايت بودن نوشتم.

متا

آرشیو دسته بندی Photo


21 اردیبهشت 1384




 

 

يه مدت ما همش توي بيابون هستيم !!! عكس اول و اين رو نگاه كرده و از طبيعت لذت ببريد !همه جا سبز !رودخانه هاي خروشان !!! و كلي امكانات ديگه تازه جكوزي هم داره !
عكس دوم مربوط به اژدر عنكبوت هاي موجود در بيابون مي باشد كه ملخ به اون بزرگي رو گرفته بيد !
اينم يك مارمولك مي باشد كه در عكس سوم توسط زبل خان شكار شده و از دم آويز شد براي عبرت ديگران !

پ.ن: از اونجا كه سايت بنده به طور كامل راه نيافتاده ..عكس ها رو روي سايت عماد گذاشته بيدم ... انشاالله كه اين مشكل به زودي به همراه قالب.آرشيو .نظرخواهي درست مي شه !!! به در گفتم ديوار بشنوه !

نظرات (18) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:35 قֽظֽ
25 اردیبهشت 1384


پيدا كنيد پرتقال فروش را




من پرتقالي را مي كنم پوست!به دل مي گويم
خوب بود اين مردم,دانه هاي دلشان پيدا بود
مي پرد در چشمم چيزه *پوست پرتقال: اشك مي ريزم
(از اينا كه موقع پوست كندن پرتقال تو چشم مي ره مي سوزه ! اسمش چيه؟! شايد گاز؟!

25 ارديبهشت
دست كاري توي شعر بيد D:

نظرات (27) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:33 بֽظֽ
10 خرداد 1384

هفته قبل كه حالم خوب نبود ، روز اولش رفتم كنار دريا نشستم همين طوري يه موج اومد و زد خيس خيسم كرد ...ديگه ديدم آب از سرم گذشته كه جدي هم گذشته بود!تسليم شديم و ديگه كفش ،موبايل اين چيزا رو گذاشتيم كنار و نشستيم كه خيس تر بشيم ! خيلي هم كيف داد ....بعدم هوس خودكشي مصلحتي كرديم از سكو ها آويز شديم و به زور عكس گرفتيم ! نزديكم بود ليز بخورم و جدي خودكشي بشه ها شوخي هم سرش نمي شه اين دريا !


اين گنجشك بيچاره كه اينجوري اسير اين فسقلي فضوله ،توسط برادر گراميشون توي جنگل هاي بازار بوشهر گرفته شده ! طبق اون چيزي كه شنيديم حميد براي گرفتنش وسط بازار خودشو به آب و آتش زده و همه چيزو زيرورو كرده . و اين بينواي بي بال رو گرفته ! كنجشك مذكور الان در حال تربيت توسط برادر گرام مي باشد !!!!!!
خلاصه اين فسقلي كه من يه روز بالاخره گيسشو مي چينم ،داشت اين بينوا رو مي كشت ! كه من رسيدم و نجاتش دادم !! اصن فسقلي ها بايد بايستند كه من بزنمشون يعني چي اون الان بيشتر به من زده !!

10 خرداد

نظرات (15) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:51 بֽظֽ
18 خرداد 1384

مرسي ايران خودمون

 



جاتون تهران خيلي خيلي خالي !!! همه رقص
اينجا و اينجا!

پ.ن:عكس هايي كه خودم گرفتم توي موبايل هنوز .
18 خرداد

نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 11:42 بֽظֽ
16 شهریور 1384

توي راهنمايي يه معلم داشتيم مي گفت:بيكاري عامل فساد مي باشد !
از اونجا كه بعد از عروسي روز شنبه علي توي شيراز ،زود برگشتم بوشهر ،خواستيم بيكار نباشيم و رنگ كردن اتاق مي تونست يكي از گزينه هاي فرار از بيكاري باشه! بعد از آماده كردن همه شرايط ،اتاق رو به گند كشيديم و البته تمام هيكل خودمون رو !خودمون يعني من و ابراهيم

اينم عكسه رنگ آميزي البته خودمون!


كارو بايد سپرد به كاردانش!مثه ما كه سپرديم !!!

نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 9:24 بֽظֽ
8 آبان 1384

اين ID من نمي دونم چشه كه هيچ آفلايني رو نمي گيره! ديروز درگير اين بوديم كه هادي اومد ،يه مرخصي 24 ساعته گرفته و اومده بود بوشهر... هر چي اصرارش مي كرديم مي گفت: نه نمي آم تو مي خوام برم جايي كار فوري دارم ! زدم تو سرش آوردمش داخل توي اتاق همين كه پاشو دراز كرد معلوم شد چرا كار داشته!



هيچي ديگه كلي خنديديم و سر همين مسخره بازي با هم ،دلمون درد گرفت ! ديگه حس هنريمون گل كرد و افتاديم رو عكس گرفتن !

 



پاهاي من در كنار پاي هادي


يك ساعتي اينجا بود و از كار خرابي هاي اونجا مي گفت و من از كلاس ! بد نبود بعد از مدت ها همديگه رو ديدن ...هادي رفتش و ما هم همچنان گير ID كه آخر هم درست نشد و amin_gashmardi@yahoo.com رو ساختم .
ساعت 10 همين طور عشقي هوس دريا رفتن زد به سرمون و با علي مجردي رفتيم كنار دريا ،علي قلاب و چيزاي ماهيگيري رو آورده بود كه جون عمش ماهي بگيره !حصير رو پهن كرديم روي زمين من بالشت رو گذاشتم زير سرم و خوابيدم همون جا و علي هم مشغول كار كسل كننده ماهيگيري ..باهم شرط بندي كرديم كه اگه تا 12 بتونه ماهي بگيره من فردا افطاري دعوتش مي كنم و اگه نگرفت من دعوت مي شم خونشون ،گفت بيا تلفن رو بردار به خانمم بگو كه بعد زيرش نزني ! هيچي ما با خانمش حرف زديم اونقدر احوال پرسي و جواب دادن به اين كه چرا كم پيدا شدم ؟ مثه قبل خونشون نمي رم !؟اين چيزا پيش اومد كه وقت نشد شرطمون رو بگيم و ازم قول گرفت كه برم خونشون باز مزاحم بشم ! من تلفن رو گذاشتم زمين و شروع كردم رو علي خنديدن كه خانمت منو دعوت كرده و اصلا وقت صحبت براي شرط پيش نيامد ! از قضا تلفن قطع نشده بود و همه صحبت هام رو شنيده بود ! باز زنگ زد و باهام حرف زد كه بله من شنيدم و اين چيزا !!!! اي ضايع شديم كه نگو ! از اونجا كه گفت تو هم مثه برادرمي ،ما به داشتن يه آبجي ديگه هم پي برديم !
خلاصه همين طور كه خوابيده بودم ياد هادي و عكس ها افتادم و تصميم گرفتم منظره دريا رو همون جوري نشونتون بدم !


ساحل بوشهر در شب و پاي من !


.
تا ساعت 3 كنار دريا بوديم و آخر هم من برنده شدم ! البته يه ماهي گرفت كه توي زمان تعيين شده نبود
.
* براي ديدن عكس ها در سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد.
* مشكل آپلود عكس من روي سايت خودم انشاالله سال ديگه حل مي شه !

نظرات (17) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:42 قֽظֽ
7 آذر 1384

کاش اون روز باز تکرار بشه !



.
.
عکس های بیشتر

نظرات (20) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:52 قֽظֽ
11 آذر 1384

در حال تمام کردن یه کنکور دیگه،توی حیاط دانشگاه سابق!


بسکویت یه کنکور دیگه هم تمام شد


نظرات (19) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:36 بֽظֽ
23 آذر 1384

روزی که این و این رو نوشتم ، انگار با خیلی ها سازگار نبود .دلم می خواد الان ایشون و ایشون که اون موقع بهم چی گفتن بیان و نظر خودشون رو بگن ! مخصوصا ابوذر خان که انگار چند وقته دل خوشی نداره و یه چیزایی می نویسه !



خاتمی


.
اینجا هم هست
.
در مورد متن قبلی بگم که , تصمیم بر اینه که هر از چند گاهی یکی از وبلاگ نویس ها برام یه متن برای وبلاگم توی قسمت یادبودی ها بنویسه ...انشاالله مزاحم تمام کسانی که بهشون لینک دادیم می شم سر وقت

نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:49 بֽظֽ
9 دی 1384

نظرات (14) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 6:48 بֽظֽ
13 دی 1384



خ

س

ت

ه

ا

م

و به استراحتگاه می روم!


نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 7:17 بֽظֽ
27 فروردین 1385

اینجا آدم را هم به جرم خندیدن گاهی زندان می کنند
اینجا همه به دنبال راهی برای سیر کردن هوس فضولی خود هستند !
اینجا ,گل را هم زندانی می کنند !
.
.


نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:12 بֽظֽ
5 اردیبهشت 1385

نظرات (9) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:23 قֽظֽ
12 اردیبهشت 1385

. . چه حالی می ده بشینی کار دریا و اینو گوش کنی . . پ.ن:مرسی از همه اون هایی که تبریک گفتن.مخصوصا صبح و عصر امروز !
نظرات (13) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:41 بֽظֽ
31 اردیبهشت 1385

نظرات (13) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 3:37 بֽظֽ

هر چند همیشه طرفدار سرسخت برزیل بودمو هستم و امیدوارم این بار هم قهرمان بشه برای بار ششم ,حتی با اینکه هنوز همون برزیل همیشه نشده ولی با تمام وجود بازیشون رو دوست دارم و تنها تیمیه که از بازیشون لذت می برم .
توی تیم های صعود کرده هم از اون طرف ترجیح می دم آرزانتین بالا بیاد ,اونم به خاطر اینکه دلم نمی خواد یه تیم اروپایی این جام رو ببره و ترجیح می دم این دو تا به هم بخورند توی فینال .



نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:44 قֽظֽ
15 مرداد 1385








 


دارم می رم ولی نه با شوق همیشگی

خوش نیستم زیاد خودم

ولی برای اونا خوشحالم  

 


 


 

نظرات (13) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:41 بֽظֽ
1 مهر 1385

نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:45 قֽظֽ
7 مهر 1385

نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 11:08 بֽظֽ
19 مهر 1385

. ابی,محمد,خودم
نظرات (7) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:13 قֽظֽ
22 مهر 1385

آنان که علی را خدا انگارند
کفرش به کنار عجب خدایی دارند

نظرات (13) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 8:40 بֽظֽ
26 مهر 1385

همسفر عشق 4 ساله شد !



همسفر عشق 4 ساله شد

نظرات (21) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:15 بֽظֽ
2 آبان 1385

نظرات (4) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 8:33 قֽظֽ
22 دی 1385

دوباره شکار سر کار !


.
.
کار و این بار پر کردن یه برکه کوچیک و باز هم زبل خان شدن !

نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:09 قֽظֽ
19 بهمن 1385

توی یک هوای ابری و نیمه بارونی رفتن سر کار و بعد از بارون یه هوای بهاری. طوری که هوس کنی زیر آفتاب ملایمش دراز بکشی !
.




.
دراز کشیدن همان و خواب بعد از ظهر رو همین جوری همان ! تازه خواب هم دیدم !
.
امین و رانندگی غلطک ویبره
امین و لودر .< فیلم .عکس>
امین و کامیون

نظرات (9) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:25 قֽظֽ

بعد از 30 آذر که با بچه ها رفتیم بیرون این بار هم جاتون خالی بازم همون جا ولی این بار با وبلاگر های بیشتر .
صبح زود ساعت 10 حرکت کردیم با دو ماشین و 10 سرنشین !
بعد از مستقر شدن ,دوباره چند تا معمار منقل سنگی رو ساختن و حسین و امین هم مشغول ساخت سالاد و من هم طبق معمول و به قول حسین سیخ کردیم جوجه ها رو !
بعد از ناهار فشار بر عده ای غلبه کرد و به مسجد رفتیم. بعد از کار مربوطه با خیالی آسوده و با رویی گشاده دست در دست هم جشن هسته ای گرفتیم .
اوضاع استراحت ,خوردن میوه و آجیل و بازی تخته و بعد هم ساختن چای توسط پدرام!
در آخر هم دوباره یه کوه نوردی کوچیک و دوباره جشن هسته ای به اشکال مختلف !
1و 2و ...




.
به ترتیب : مجتبی ,امین,محمد,خودم,پدرام,ابراهیم,حسین
عکاس:افشین....فیلم بردار: صادق ....دستشویی رفته:هادی
.
گرفتن عکس های یادگاری روی تپه هادی و غروب توی برگشت به بوشهر

نظرات (11) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 9:57 بֽظֽ
10 اسفند 1385

من سکوت مبهم یه خواهشم ,یه خواهش مسخره !
مرده شور این تیک تیک ساعت اتاقم را ببرند که صداش روی اعصابمه .لامصب یه تاک نمی گه بشه تیک تاک !
...



....
پ.ن:به داشتن بعضی از دوستان افتخار می کنم ,هم صحبتیشون باعث آرامش آدمه ,توی بدترین شرایط همراهتن و با حوصله هستند .بازم مرسی نقطه !

نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 3:00 قֽظֽ
25 اسفند 1385

سال نو مبارک

. بار الهی با چه زبانی سپاست گویم که ناتوانم ؛پوزش مغفرت بارم را بپذیر که گاهی به زبان در توبه آمده ام و در عمل راه خلافش پیموده ام . آفریدگارا اشارت نظر و سخنان بی ثمر و آرزوهای پر ضرری را که از سر نادانی و نا آگاهی کرده ام با همه کرامت بر من منت گذار و ببخشای.آفریدگارا دل این بنده بینوا را به لطف و کرامت بنواز و از دریای رضایت و رحمتت سیراب کن ،دست نیاز مرا جز به سوی خودت دراز نکن! آفریدگارا نادانم و صلاح کار خویش ندانم ،پس تو را به عفو و احسان خویش مرا بنواز و راهی راه نیک فرما.در خواسته های خویش سرگردانم ،تو مرا به صلاح کارم هدایت فرما و دلم را به آنچه نیک و پسندیده است رهنمود ساز. . سال نو همتون مبارک . انشاالله سال خوبی برای همتون باشه . . پ.ن: در سفرم و فعلا همه متن ها از قبل نوشته شده ! پ.ن:از مناجات های استخراج شده از قرآن توسط پدر بزرگم
نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 8:06 بֽظֽ
25 اسفند 1385



همین طوری . اینو دیدم یاد عکس بالای  وبلاگ افتادم تهرانم
و
خ
و
ش
می گذرد.
 

. تهران خلوت هم باشد دوست داشتنیه ! چند وقتی از نت دوریم و حداقل تا وقتی که اینجام درست نمی تونم وبگردی کنم ،این روز ها با کتاب خونی ،فیلم دیدن می گذرد. . پ.ن: کلی عکس و مطلب دارم ،باشد برای بعد
نظرات (5) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 8:35 بֽظֽ
18 فروردین 1386

یکی از آخرین روز هایی که توی بوشهرمی تونی اینجوری و راحت دو ساعت خواب عمیق بری روی ماسه های کنار دریا !

 




نظرات (14) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:45 بֽظֽ
22 فروردین 1386

من اکنون ایستاده ام و خود را می نگرم
که دارم از پس تکه ابر های نمودین خویش سر می زنم .
طلوع خود را مینگرم
و خود را به نرمی و رضایت ،غرق لذت و امید
تسلیم او می کنم
اوکه مرا در خود می مکد
و من همچنان ساکت می مانم تا تمام شوم !

. . عکاس: خودم شعر : دکتر شریعتی
نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 9:20 بֽظֽ
30 فروردین 1386

. دوباره یکی از اون سفر های 24 ساعته ! خوش گذشت با هم !
نظرات (7) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 5:48 بֽظֽ
6 اردیبهشت 1386

به زمین افتادم ،پیرامونم را نگریستم. باز کویر؛خلوت و هولناک و بی کـَس !
نظرات (9) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 4:44 بֽظֽ
17 اردیبهشت 1386

نظرات (11) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 2:06 بֽظֽ
3 خرداد 1386



رنگ می زنم دوباره اتاقم رو که فراموش کنم لحظه های خاکستری خودم رو !
این بار سبز !
.
پ.ن:ایول  میلان . هر چند از این پیپو خوشم نمی آد ولی کار درست بود امشب
نظرات (14) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:25 قֽظֽ
18 خرداد 1386



اينم فيلم غروب خورشيد 
.
پ.ن: موقع دیدن فیلم از صندلی نیفتین!

نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 3:19 قֽظֽ
10 تیر 1386

بالاخره لو رفتیم!

.
یاد یکی از  متن هام  توی پرشین افتادم و اون گیر های کلانتر و یاس سفید برای  نوشته ام!
.
پ.ن:مرسی دوباره به خاطر این شاهکارت کلی خندیدم و یاد آرشیو پرشین افتادم .

نظرات (8) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 2:00 قֽظֽ
31 تیر 1386



دوچرخه سواری از خونه تا کنار دریا ،یه کم دویدن و رفتن توی آب !
.
پ.ن1:شیراز که رفتم موبایل رو با خودم نبردم و به خودم یه مرخصی دادم ! خوب جواب داد از این به بعد می خوام توی طول روز ،یکی دو ساعت یا خاموش کنم یا بزارمش خونه !
پ.ن: 3 ماه دعوت شدم یه یکی از  کشور های اسکاندیناوی !
نظرات (10) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:44 قֽظֽ
4 مرداد 1386

نظرات (0) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:05 قֽظֽ
23 مرداد 1386

بوشهرم و خالی از هر گونه فکر و خیال و روز مرگی  قبل از سفر

 











حذف شد !

پ.ن: خانم ها و آقایون اگه توی طلاق به هم خوردن نامزدی ،عقد و یا هر مراسم دیگه ای ،  خودشون یا اقوام تا دو درجه به دنبال مقصر می گردند من هستما !

نظرات (16) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:19 قֽظֽ
4 شهریور 1386

نظرات (15) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:06 قֽظֽ
8 شهریور 1386

هر از گاهی قلیون کشیدن اشکال نداره که !! با همه ضرر هاش...
امروز صبح هم جاتون خالی دربند نوردی داشتیم حیف که مثه همیشه یکی از همراه ها کم آورد و زیاد نشد بالا بری 

پ.ن: این روزها وبلاگم واقعا روزنوشت شده ،آخه تا اینجام فرصتی برای فکر کردن به چیز های مسخره ،هنگ کرن ها و ... به خودم نمی دم !
نظرات (12) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:33 قֽظֽ
15 شهریور 1386

 دیروز عصر و امشب تا همین حالا ! بام تهران!

 

نظرات (8) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:38 قֽظֽ
12 مهر 1386





پر از حس
پر
و
خالی شدن

نظرات (9) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:39 بֽظֽ
23 اسفند 1386

بیشتر

نظرات (7) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:10 قֽظֽ
25 فروردین 1387

...


...
Originally uploaded by amin_gashmardi

نظرات (6) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:51 بֽظֽ
24 خرداد 1387

وقتی برزیلی نباشه توی فوتبال خوب مزه نمی ده اصن ! به خاطر همین فوتبال های دنبال می کنیم که برزیل نزدیک باشند و به اونا یه حالی می دیم !
1. اسپانیا
 
2.هلند
 
3.پرتغال
 
4.تمام تیم هایی که جلوی فرانسه و آلمان بازی کنند مثه همین  کرواسی  عزیزتر از جان


بقیه تیم ها هم بروند هی شلنگ تخته بندازن ببینیم چی میشه حالا !البته دلمان برای ایتالیا هم سوختیدا ! همین جوری

نظرات (18) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 0:12 قֽظֽ
29 تیر 1387

یاسوج
Originally uploaded by amin_gashmardi

نظرات (5) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 5:08 بֽظֽ
18 مرداد 1387

...



Originally uploaded by mohammad.gashmardi
ذهن دوست دارد هر چه بيشتر خوشحال باشد. شادي واقعي وقت ميسر است كه تو آگاه باشي .
و از طرف ديگر ذهن ميخواهد درد كمتري بكشد . اما درد كمتر وقتي امكان پذير است كه تو نا آگاه باشي
نظرات (9) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 11:59 قֽظֽ
21 مرداد 1387

کویر
Originally uploaded by amin_gashmardi
انچه از شب به جای ماند
عطرخواب آور گل یآس است
..
برای یکی از بهترین ها
نظرات (4) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 6:11 بֽظֽ
19 شهریور 1387

تله کابین بوشهر 

1. رییس کمیسیون عمران و خدمات شهری شهرداری بوشهر در جلسه یکشنبه شورای شهر، با اشاره به تجربیات مهم اعضا از سفر مالزی و سنگاپور گفت: اولین نکته ای که از این سفر به ذهنم رسید و آن را برای بررسی بیشتر پیشنهاد می کنم، ایجاد تله کابین هوایی از مسیر قلعه ریشهر تا پارک دانشجو است.

2.شجاعی افزود: به نظرم اگر مشوق هایی همچون قرار دادن جایزه یا اعطای پول در قبال دریافت موش مرده در بوشهر اجرایی شود، مشارکت برای معدوم سازی موش افزایش می یابد.

پ.ن: خانه از پايبست ويران است   ،  خواجه در فكر نقش ايوان است ....آخه آدم اینقدر ...!!

نظرات (8) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:32 قֽظֽ
24 آبان 1387

اسکله
Originally uploaded by amin_gashmardi

نظرات (11) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:18 بֽظֽ
11 اردیبهشت 1388

بوشهر
Originally uploaded by amin_gashmardi

[.....]
نظرات (4) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 3:17 بֽظֽ
11 خرداد 1388

!!


!!
Originally uploaded by amin_gashmardi

بگوشید
نظرات (6) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:16 قֽظֽ