آرشیو دسته بندی Photo
|
يه مدت ما همش توي بيابون هستيم !!! عكس اول و اين رو نگاه كرده و از طبيعت لذت ببريد !همه جا سبز !رودخانه هاي خروشان !!! و كلي امكانات ديگه تازه جكوزي هم داره ! پ.ن: از اونجا كه سايت بنده به طور كامل راه نيافتاده ..عكس ها رو روي سايت عماد گذاشته بيدم ... انشاالله كه اين مشكل به زودي به همراه قالب.آرشيو .نظرخواهي درست مي شه !!! به در گفتم ديوار بشنوه ! |
|
پيدا كنيد پرتقال فروش را
25 ارديبهشت |
|
اين گنجشك بيچاره كه اينجوري اسير اين فسقلي فضوله ،توسط برادر گراميشون توي جنگل هاي بازار بوشهر گرفته شده ! طبق اون چيزي كه شنيديم حميد براي گرفتنش وسط بازار خودشو به آب و آتش زده و همه چيزو زيرورو كرده . و اين بينواي بي بال رو گرفته ! كنجشك مذكور الان در حال تربيت توسط برادر گرام مي باشد !!!!!! 10 خرداد |
|
مرسي ايران خودمون
جاتون تهران خيلي خيلي خالي !!! همه رقص پ.ن:عكس هايي كه خودم گرفتم توي موبايل هنوز . |
|
توي راهنمايي يه معلم داشتيم مي گفت:بيكاري عامل فساد مي باشد ! اينم عكسه رنگ آميزي البته خودمون!
كارو بايد سپرد به كاردانش!مثه ما كه سپرديم !!! |
|
اين ID من نمي دونم چشه كه هيچ آفلايني رو نمي گيره! ديروز درگير اين بوديم كه هادي اومد ،يه مرخصي 24 ساعته گرفته و اومده بود بوشهر... هر چي اصرارش مي كرديم مي گفت: نه نمي آم تو مي خوام برم جايي كار فوري دارم ! زدم تو سرش آوردمش داخل توي اتاق همين كه پاشو دراز كرد معلوم شد چرا كار داشته! هيچي ديگه كلي خنديديم و سر همين مسخره بازي با هم ،دلمون درد گرفت ! ديگه حس هنريمون گل كرد و افتاديم رو عكس گرفتن !
يك ساعتي اينجا بود و از كار خرابي هاي اونجا مي گفت و من از كلاس ! بد نبود بعد از مدت ها همديگه رو ديدن ...هادي رفتش و ما هم همچنان گير ID كه آخر هم درست نشد و amin_gashmardi@yahoo.com رو ساختم . ساعت 10 همين طور عشقي هوس دريا رفتن زد به سرمون و با علي مجردي رفتيم كنار دريا ،علي قلاب و چيزاي ماهيگيري رو آورده بود كه جون عمش ماهي بگيره !حصير رو پهن كرديم روي زمين من بالشت رو گذاشتم زير سرم و خوابيدم همون جا و علي هم مشغول كار كسل كننده ماهيگيري ..باهم شرط بندي كرديم كه اگه تا 12 بتونه ماهي بگيره من فردا افطاري دعوتش مي كنم و اگه نگرفت من دعوت مي شم خونشون ،گفت بيا تلفن رو بردار به خانمم بگو كه بعد زيرش نزني ! هيچي ما با خانمش حرف زديم اونقدر احوال پرسي و جواب دادن به اين كه چرا كم پيدا شدم ؟ مثه قبل خونشون نمي رم !؟اين چيزا پيش اومد كه وقت نشد شرطمون رو بگيم و ازم قول گرفت كه برم خونشون باز مزاحم بشم ! من تلفن رو گذاشتم زمين و شروع كردم رو علي خنديدن كه خانمت منو دعوت كرده و اصلا وقت صحبت براي شرط پيش نيامد ! از قضا تلفن قطع نشده بود و همه صحبت هام رو شنيده بود ! باز زنگ زد و باهام حرف زد كه بله من شنيدم و اين چيزا !!!! اي ضايع شديم كه نگو ! از اونجا كه گفت تو هم مثه برادرمي ،ما به داشتن يه آبجي ديگه هم پي برديم ! خلاصه همين طور كه خوابيده بودم ياد هادي و عكس ها افتادم و تصميم گرفتم منظره دريا رو همون جوري نشونتون بدم ! . تا ساعت 3 كنار دريا بوديم و آخر هم من برنده شدم ! البته يه ماهي گرفت كه توي زمان تعيين شده نبود . * براي ديدن عكس ها در سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد. * مشكل آپلود عكس من روي سايت خودم انشاالله سال ديگه حل مي شه ! |
|
کاش اون روز باز تکرار بشه ! . . عکس های بیشتر |
|
در حال تمام کردن یه کنکور دیگه،توی حیاط دانشگاه سابق! |
|
روزی که این و این رو نوشتم ، انگار با خیلی ها سازگار نبود .دلم می خواد الان ایشون و ایشون که اون موقع بهم چی گفتن بیان و نظر خودشون رو بگن ! مخصوصا ابوذر خان که انگار چند وقته دل خوشی نداره و یه چیزایی می نویسه ! . اینجا هم هست . در مورد متن قبلی بگم که , تصمیم بر اینه که هر از چند گاهی یکی از وبلاگ نویس ها برام یه متن برای وبلاگم توی قسمت یادبودی ها بنویسه ...انشاالله مزاحم تمام کسانی که بهشون لینک دادیم می شم سر وقت |
|
|
|
اینجا آدم را هم به جرم خندیدن گاهی زندان می کنند |
|
|
| . . چه حالی می ده بشینی کار دریا و اینو گوش کنی . . پ.ن:مرسی از همه اون هایی که تبریک گفتن.مخصوصا صبح و عصر امروز ! |
|
|
|
هر چند همیشه طرفدار سرسخت برزیل بودمو هستم و امیدوارم این بار هم قهرمان بشه برای بار ششم ,حتی با اینکه هنوز همون برزیل همیشه نشده ولی با تمام وجود بازیشون رو دوست دارم و تنها تیمیه که از بازیشون لذت می برم .
|
|
دارم می رم ولی نه با شوق همیشگی
|
|
|
| . ابی,محمد,خودم |
|
آنان که علی را خدا انگارند |
|
همسفر عشق 4 ساله شد ! |
|
|
|
|
|
توی یک هوای ابری و نیمه بارونی رفتن سر کار و بعد از بارون یه هوای بهاری. طوری که هوس کنی زیر آفتاب ملایمش دراز بکشی ! . دراز کشیدن همان و خواب بعد از ظهر رو همین جوری همان ! تازه خواب هم دیدم ! . امین و رانندگی غلطک ویبره امین و لودر .< فیلم .عکس> امین و کامیون |
|
بعد از 30 آذر که با بچه ها رفتیم بیرون این بار هم جاتون خالی بازم همون جا ولی این بار با وبلاگر های بیشتر . . به ترتیب : مجتبی ,امین,محمد,خودم,پدرام,ابراهیم,حسین عکاس:افشین....فیلم بردار: صادق ....دستشویی رفته:هادی . گرفتن عکس های یادگاری روی تپه هادی و غروب توی برگشت به بوشهر |
|
من سکوت مبهم یه خواهشم ,یه خواهش مسخره !
.... پ.ن:به داشتن بعضی از دوستان افتخار می کنم ,هم صحبتیشون باعث آرامش آدمه ,توی بدترین شرایط همراهتن و با حوصله هستند .بازم مرسی نقطه ! |
|
|
|
. تهران خلوت هم باشد دوست داشتنیه ! چند وقتی از نت دوریم و حداقل تا وقتی که اینجام درست نمی تونم وبگردی کنم ،این روز ها با کتاب خونی ،فیلم دیدن می گذرد. . پ.ن: کلی عکس و مطلب دارم ،باشد برای بعد |
|
یکی از آخرین روز هایی که توی بوشهرمی تونی اینجوری و راحت دو ساعت خواب عمیق بری روی ماسه های کنار دریا !
|
|
من اکنون ایستاده ام و خود را می نگرم |
| . دوباره یکی از اون سفر های 24 ساعته ! خوش گذشت با هم ! |
| به زمین افتادم ،پیرامونم را نگریستم. باز کویر؛خلوت و هولناک و بی کـَس ! |
|
رنگ می زنم دوباره اتاقم رو که فراموش کنم لحظه های خاکستری خودم رو ! این بار سبز ! . پ.ن:ایول میلان . هر چند از این پیپو خوشم نمی آد ولی کار درست بود امشب |
|
اينم فيلم غروب خورشيد |
|
بالاخره لو رفتیم! . |
|
دوچرخه سواری از خونه تا کنار دریا ،یه کم دویدن و رفتن توی آب ! . پ.ن1:شیراز که رفتم موبایل رو با خودم نبردم و به خودم یه مرخصی دادم ! خوب جواب داد از این به بعد می خوام توی طول روز ،یکی دو ساعت یا خاموش کنم یا بزارمش خونه ! پ.ن: 3 ماه دعوت شدم یه یکی از کشور های اسکاندیناوی ! |
|
هر از گاهی قلیون کشیدن اشکال نداره که !! با همه ضرر هاش... امروز صبح هم جاتون خالی دربند نوردی داشتیم حیف که مثه همیشه یکی از همراه ها کم آورد و زیاد نشد بالا بری پ.ن: این روزها وبلاگم واقعا روزنوشت شده ،آخه تا اینجام فرصتی برای فکر کردن به چیز های مسخره ،هنگ کرن ها و ... به خودم نمی دم ! |
|
دیروز عصر و امشب تا همین حالا ! بام تهران!
|
|
|
|
|
|
وقتی برزیلی نباشه توی فوتبال خوب مزه نمی ده اصن ! به خاطر همین فوتبال های دنبال می کنیم که برزیل نزدیک باشند و به اونا یه حالی می دیم ! |
|
|
|
ذهن دوست دارد هر چه بيشتر خوشحال باشد. شادي واقعي وقت ميسر است كه تو آگاه باشي . و از طرف ديگر ذهن ميخواهد درد كمتري بكشد . اما درد كمتر وقتي امكان پذير است كه تو نا آگاه باشي |
|
انچه از شب به جای ماند عطرخواب آور گل یآس است .. برای یکی از بهترین ها |
|
|
|
[.....] |
|
بگوشید |












































